هوش و استعداد
یادم می آید یکروز که برای خرید نان از منزل بیرون رفتم وقتی برگشتم دیدم براتعلی تمام بدنش آتش گرفته و دارد می سوزد. به ایشان گفتم: برای چه این کار را کردی و به باروتها دست زدی؟ گفت: « می خواستم ببینم اینها چه هستند و چطور می سوزند.»
یادم می آید یکروز که برای خرید نان از منزل بیرون رفتم وقتی برگشتم دیدم براتعلی تمام بدنش آتش گرفته و دارد می سوزد. به ایشان گفتم: برای چه این کار را کردی و به باروتها دست زدی؟ گفت: « می خواستم ببینم اینها چه هستند و چطور می سوزند.»
ثبت دیدگاه