شناسه: 322011

پرهيز از گناه

مسلم برای درس خواندن به سبزوار رفته بود و هنوز چند ماهی نگذشته بودکه از مدرسه فرار کرد پدرش ایشان را تنبیه کرد و به ایشان گفت : اگر به مدرسه نروی یک گله گوسفند درست می کنم تا به بیابان ببری و بچرانی تا قدر درس خواندن را بدانی . مسلم در جواب پدرش گفت: پدر جان اگر مرا بکشید من به مدرسه نمی روم چون دوست ندارم درس بخوانم چرا که زنهای بی حجاب معلم ما هستند و من هرگز نمی خواهم چشمم به آنها بیفتد به گله می روم و یا کار می کنم ولی به مدرسه نمی روم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه