خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی مکرم شادرو: بعد از شهادت مهدی شبی خواب دیدم که او آمد و گفت : مادر جان امشب در خانه ای که تازه ساخته اید ، افطاری داریم . من بسیار ناراحت شدم ،گفتم : چطور از این همه میهمان پذیرایی کنم ؟ او گفت : ناراحت نباش - در خانة جدیدی که ساخته بودیم به علّت ناتمام بودن بنا ، آب نداشت - او آن شب در خواب از من خواست در فقدان آنها اشک بریزیم و شب نیز در منزلمان افطاری دادیم . سفره ای بسیار مفصّل بود و همه چیز داشت ، بعد از خواب بیدار شدم .
ثبت دیدگاه