شناسه: 327325

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی حمید بافتی: یک شب من رفته بودم مقداری وسیله تهیه کنم . بابا رستمی ماشین را به رانندگی فرهادی سوار شده بود و از ستاد چراغ خاموش بیرون رفته بود . یک کامیون آمده بود و روی این ماشین رفته بود ماشین بابا رستمی آتش گرفته و خود بابا رستمی ضربه محکمی خورده بود و ماشین هم از بین رفته بود . دست و پای بابا رستمی و فرهادی از چند جا خراشیده و زخمی شده بود . بابا رستمی را نزد دکتر حاوید بردیم . آقای دکتر جاوید وضعیت بابا رستمی را که دید گفت : شما باید حداقل ده روز استراحت کنید . اما بابا رستمی با مختصر پانسمانی بلند شد و پیگیری کارها را به عهده گرفت . در صورتی که تا چند روز آمپی سیلین یک میلیون و 200 تزریق می کرد که زخمهایش عفونت نکند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه