پشتيباني نيرو مالي و فرهنگي
راوی محمد حسین آذرنیوا: من یک سری آماده شده بودم که به اتفاق بابا رستمی به منطقه بروم بر همین اساس خودم را آماده کردم و رفتم که سوار اتوبوس شوم ، من را برگرداند و گفت : شما اینجا باش و کارها را پیگیری کن و نگذاشت که اعزام بشوم .
ثبت دیدگاه