شناسه: 331832

استقامت و پایداری

به روایت از سید هاشم موسوی : مسئولین دستور داده بودند با توجه به کمبود جیره نان بچه ها بروند وهر طور شده نان تهیه کنند برادر علی با لندور وانتش به تدارکات رفته بود و با زحمت زیادی دو گونی نان خشکه جمع آوری کرده و به محل استقرار نیروها آورده بود . برادر علی برای اینکه نان قابل استفاده شود به روی آنها آب پاشیده بود تا نم بکشند و قابل جویدن شود. درآن زمان درمنطقه الله اکبر شب ها یک یا دو فانوس روشنایی داشتیم و معمولاً برمنطقه وسنگرها تاریکی حکمفرمابود . بالاخره درتاریکی نان خشکی های آب زده را توزیع کرد. بچه ها که از48 تا 70 ساعت نان نخورده بودند وگرسنگی به شدت آنها را تحت فشار قرار داده بود وقتی نان ها را می خوردند می گفتند: به به عجب نانی خدا پدرشان را بیامرزد با آب لیمو خمیرشان را درست کرده اند آخرماندن بیش ازحد نان طعم نان ها را ترش کرده بود اگر در روشنایی سطح نان رانگاه می کردی می دیدی یک سانت کپک روی آن نشسته است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه