خبر شهادت
راوی سید علی ابن الرضا: یک روز که از سر کار به خانه آمدم متوجه شدم همسرم با تلفن صحبت می کند وقتی به او گفتم چه کسی است؟ گوشی را به من داد و گفت: با پسرت امیرعباس صحبت کن. بعد از احوالپرسی و کمی گپ زدن به او گفتم پسرم کی بر می گردی؟ ما دلمان برایت خیلی تنگ شده است. گفت تا راه کربلا را باز نکنم بر نمی گردم بعد گفت که بچه های دیگر منتظرند تا با خانواده هایشان صحبت کنند و خداحافظی کرد و قطع کرد. شب بعد از آن موضوع پسر دیگرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت: پدر جان، فکر کنم امیرعباس شهید شده است؟ گفتم چرا این حرف را می زنی؟ گفت: آقایی بنام شفاهی که از همرزمان برادرانم است با محل کار من تماس گرفته و گفته است که امیر شهید شده به خانواده اش خبر بدهید. شب را تا صبح نخوابیدم صبح که شد عکس امیرعباس را برداشتم و به درب خانه ی آقای شفاهی رفتم و مطمئن شدم که او شهید شده است برادر و دایی اش را با هواپیما به تهران فرستادم و آنها جنازه را آوردند و درست در روز شهادت امام رضا علیه السلام او را در حرم مطهر امام رضا علیه السلام تشییع و به خاک سپردیم . ایشان جزء اولین شهیدانی بودند که تازه به مشهد آورده شده بودند.
ثبت دیدگاه