شناسه: 332122

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی بی بی زهرا موسویان: یک شب در خواب دیدم که امیرعباس به خانه آمد و در حالی که دو تا بچه را در بغل دارد به نزد من آمد و بعد از حوالپرسی به من گفت مادر جان چرا این قدر گریه می کنی؟ و می گویی که پسرم ناکام از دنیا رفت؟ حالا من فرزندم را آورده ام تا شما ببینید که من ناکام نیستم و برای خودم زن و فرزند دارم به او گفتم پس همسرت چرا نیامده است؟ گفت: همسرم این جاست شما نمی توانید او را ببینید چون او یکی از حوریهای بهشتی است در حال صحبت کردن بودیم که با صدای اذان صبح از خواب بیدار شدم از آن پس دیگر ناراحت و پریشان نبودم زیرا می دانستم که فرزندم جای بسیار خوب دارد و زن و فرزند نیز دارد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه