فکاهی شوخ طبعی؛
همسرم آروزی بچه داشت و در سربازی که دوستانش از فرزندانشان صحبت کرده بودند ایشان هم گفته بود که یک پسر دارم و اسمش هم رضا است بعد که به مرخصی آمد به من گفت: در تمام عمر یک دروغ گفتم و آن هم اینکه به شوخی به دوستانم گفتم : یک پسر دارم بنام رضا . خدا کندکه پسر دار شویم و اسمش را رضا بگذاریم تا حرفم دروغ نشود بعد ما صاحب دو فرزند شدیم که اولی پسر بود نامش را رضا گذاشتیم .
ثبت دیدگاه