شناسه: 335054

شجاعت و شهامت

راوی ابوالفضل شریفیان : یکی از خاطرات خوبی که دارم در مورد برادر محمّدحسین هنرپیشه است که در عملیّات کربلای یک شهید شد . در این عملیّات این برادر عزیز فرمانده دسته بود . ایشان آنقدر پیاده آمده بود که کف پاهایش آبله زده بود و او کفشهایش را در آورده و با پای برهنه بر روی علفهای هرز که زیرشان پر از سنگهای تیز بود می دوید و نارنجک پرتاب می کرد . نیمه شب بود که صدای ناله برادر ، برادر کمک به گوش می رسید . برادر هنرپیشه داخل درّه رفت . اوّل فکر کرد صدای یک عراقی است که می خواهد بچّه ها را فریب بدهد و به آنها حمله کند . چهار ، پنج نارنجک انداخت ولی دو مرتبه صدا آمد که برادر نزن . برادر هنرپیشه گفت : من جلو می روم و شما به حالت تیراندازی سنگر بگیرید . او رفت و دید یکی از بچّه های تیپ مسلم است که سه شب پیش مجروح شده بود که ما او را به عقب بردیم و بچّه ها این برادر عزیز را پانسمان کردند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه