لحظه و نحوه شهادت
راوی فرامرز سندروس: روزی که همرزمان علی ، آقای خاکشور به شهادت رسید، او سحرگاه از منزل بیرون رفت و ساعت سه بعدازظهر به خانه آمد. گفتم: علی جان ، تا این وقت روز کجا بودی ، نگرانت شدیم؟ گفت : رفته بودم در شییع جنازه ی همرزمم شرکت کنم. آدم خوب است در این راه بمیرد. کسی که در خانه می میرد چه فایده ای دارد. من که هوس کرده ام مانند آقای خاکشور به شهادت برسم. بالاخره خدا آرزویش را داد و سر یک ماه نشد که علی هم شهید شد و همان طور که در تشییع جنازه ی همرزمش شرکت کرده بود، باشکوهتر از آن تشییع گردید.
ثبت دیدگاه