شجاعت و شهامت
یک روز متوجه شدم حسین نیست از مادرش پرسیدم حسین کجاست؟ گفت از من اجازه گرفت و به شهرستان قم رفت زمانیکه برگشت پرسیدم برای چه کاری به قم رفتی؟ چرا تنها مسافرت رفتی؟ او با شجاعت گفت: رفتم از قم مقدار زیادی عکس امام(ره) بیاورم گفتم: در این شرایط حساس مگر تو نمیترسی؟ اگر دستگیر شوی اعدام میشوی اما او گفت من در راه انقلاب از هیچ خطری نمیترسم.
ثبت دیدگاه