شناسه: 339214

مصاحبه با پدر شهید: «بیستم اسفندماه 1376 برای خدمت سربازی

مصاحبه با پدر شهید: «بیستم اسفندماه 1376 برای خدمت سربازی عازم کرمان شد. سرباز نیروی انتظامی بود. خدمتش در منطقه ماهان کرمان بود. بعد از یک سال خدمت پسرم به شهادت رسید. عوامل ترورش از گروهک تروریستی منافقین بودند. آن شب که به شهادت رسید، در پاسگاه روستای حسین‌آباد کرمان نگهبانی می‌داد. تروریست‌های منافق قصد تعرض به پاسگاه را داشتند که درگیری بین فرشید و منافقین به وقوع پیوست و تیری به ران پای فرشید اصابت کرد. پسرم بخاطر خونریزی زیاد به شهادت رسید. یکی از دوستانش به خانه‌مان آمد و گفت فرشید مریض است و در بیمارستان کرمان بستری شده است. ساعت 12 شب بود که به کرمان رسیدیم و متوجه شدیم فرشید شهید شده است. از شهادتش اصلا ناراحت نیستم. حق او کمتر از شهادت نبود. او هر بار بعد نمازهایش شهادت را آرزو می‌کرد. به یاد دارم هرگاه به من می‌گفت که پدر آرزو دارم به شهادت برسم، دلم می‌لرزید. بین فرزندانم فرشید متفاوت‌تر بود. وقتی به او نگاه می‌کردم لذت می‌بردم. هر گاه عصبانی می‌شدم و با او تند برخورد می‌کردم، هیچ نمی‌گفت و فقط سرش را پایین می‌انداخت. وقتی به شهادت رسید، مادرش آنقدر گریه کرد که از غصه از دنیا رفت. عوامل ترورش دستگیر نشدند؛ اما اگر با آنان رو به رو شوم فقط به آنان خواهم گفت شما هیچ چیزی را نمی‌پرستید. شما اصلا اعتقادی به خدا ندارید و جوانانی که به کشورشان خدمت می‌کنند ترور می‌کنید. برای ازدواجش یک نفر را نشان کرده بودیم. آخرین بار که برای مرخصی آمده بود، به همراه او به خواستگاری رفتیم. قرار بود بعد از خدمت سربازیش آنان را به اسم هم کنیم که رفت و دیگر برنگشت. فرشید تقید خاصی به واجبات داشت و از همه بیشتر به نماز و روزه‌اش مقید بود. همیشه در گرفتاری به ائمه توسل می‌کرد و ارادت خاصی به امام‌علی(ع) و امام‌حسین(ع) داشت. مراسمش را خودمان در کرمانشاه گرفتیم و جنازه‌اش را از طریق آمبولانسی که نیروی انتظامی در اختیار گذاشت، به کرمانشاه آوردیم.»

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه