شهید محسن قاسمی نجف آبادی

کد ایثارگری:
۷۳۰۰۴۹۳
نام پدر:
عباس
محل تولد:
ایران ، استان اصفهان ، شهرستان نجف آباد ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۳/۰۴/۲۶
شغل:
پاسدار
تحصیلات:
زیر دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۷۳/۰۷/۱۶
محل شهادت:
بانه
زندگینامه

شهید محسن (میثم) قاسمی‌ فرزند عباس، به تاریخ ۲۷ تیر‌ماه ۱۳۴۳ در خانواده‌ای مؤمن و مذهبی، ساکن نجف‌آباد دیده به جهان گشود. اولین فرزند خانواده‌اش بود. با پشت سرگذاشتن دورۀ پرشور کودکی برای فراگیری دانش راهی دبستان شد. در پایان این مقطع، درگیری‌های مردم علیه رژیم به اوج خود رسید ایشان هم به همراه پدر و برادرش در این عرصه حضور داشت و شعارهای انقلابی سرمی‌داد. با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی‌ در راستای ادامۀ اهدافش به مدرسۀ راهنمایی راه یافت. محسن هیچ‌گاه لحظات خود را به بطالت و تفریحات زودگذر نمی‌گذراند. اگر اوقات فراغتی به دست می‌آورد، امور هنری انجام می‌داد و کتاب‌های مختلف را مطالعه می‌کرد. (از خط و نقاشی زیبایی بهره می‌برد.) مانند دیگر مسلمانان واجبات دینی را برای رضای معبودش انجام می‌داد. با عشقی که به بزرگان دین در دل می‌پروراند، در مراسم سوگواری و میلاد این عزیزان حضور داشت. شب‌های جمعه هم برای خواندن دعای کمیل راهی می‌شد. از ویژگی‌های بارز اخلاقی این عزیز می‌توان به صبر، مظلوم، مهربان و دلسوز بودنش اشاره کرد. در راستای ادامۀ اهدافش به عضویت سپاه درآمد و خالصانه خدمت می‌کرد. با اوج گیری جنگ حق علیه باطل بدون لحظه‌ای درنگ با برادر و پدرش راهی مناطق جنگی شد. در سال ۱۳۶۴ برای تکمیل کردن دینش با دختری متدین به صورت ساده و سنتی ازدواج کرد. چند روز بعد از مراسم عقد به مأموریت رفت و هشت ماه بعد برگشت و در یکی از اتاق‌های منزل پدری‌اش ساکن شدند. به لطف پروردگار صاحب دو فرزند شد که در تربیت دینی و عقیدتی آنان بسیار دقت داشت. با اینکه دیگر متأهل بود باز هم عاشقانه و خالصانه راهی جبهه می‌شد؛ چراکه لحظه به لحظه آرزو داشت دست دشمن دون را کوتاه کند. در این راه دچار مجروحیت هم شد که از همه مخفی کرد و با بهبودی نسبی دوباره وظیفه‌اش را به نحو احسن انجام می‌داد. با پایان یافتن جنگ در لشکر خدمت می‌کرد. همسرش هم به نیروی انتظامی ‌پیوست. پابه‌پای هم در تربیت هرچه بهتر فرزندان‌شان تلاش می‌کردند و هیچ‌گاه شغل سخت و ذهن‌سوزشان باعث نشد که از محبت کردن به فرزندان‌شان کوتاهی کنند.
سال ۱۳۷۳ با لشکر۸ نجف اشرف در واحد مهندسی خدمت مسئول گروهان تخریب را برعهده گرفت و به سر‌دست، نوار مرزی رهسپار شد. سرانجام به تاریخ ۱۳۷۳/۷/۱۷ با انفجار مین و اصابت ترکش به جمجمه و چشم چپش به یاران سفرکرده‌اش پیوست و کربلایی شد. جسم پاکش بعد از بازگشت به زادگاهش و تشییع باشکوه در کنار دیگر شهیدان آرام گرفت و جاودانه شد.

«روحش شاد و راهش پر رهرو»

خاطره

گذشتي به قيمت انسانيت

۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۳۸

نيل به آرزو

۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۳۸

توجه به حلال و حرام

۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۳۸

آخرین بار

۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۳۸

فعال بود

۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۳۸

زیارت عاشورا

۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۲:۳۸
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.