فرازی از زندگینامه شهید از زبان مادرش: محمد رضا فرزند پنجم خانواده بود چهار پسر و دو دختر داشتم نام همه ی بچه هایم را مادرم انتخاب می کرد اما محمد رضا را خودم انتخاب کردم دوست داشتم اسم امام رضا را برایش بگذارم درسش خوب بود و خیلی با انضباط بود و معلم ها همگی از دستش راضی بودند وقتی به راهنمایی رفت همزمان کار هم می کرد نصف روز درس می خواند و نصف روز کار می کرد شوهرم کارگر بود و ما هم عیال وار بودیم تا گرفتن سیکل در زیر و بند سازی کار می کرد تا اینکه درس را رها کرد حقوقش کم بود در حد پول توی جیبی و یا خریدی برای خانه کند و به فکر آینده نبود در جریان های انقلاب ۶ ساله بود خیلی به صله رحم اهمیت می داد و فامیل را دوست داشت ۱۸ ساله بود که دفترچه اعزام به خدمت گرفت یک سال اول خدمت را در بندر عباس بود و ۱ سال و دو ماه هم در مهاباد کردستان بود سه روز قبل از شهادتش گفته بود امشب می آیم مرخصی و بعد می روم پایان دوره ام را می گیرم و سر انجام در تاریخ ۱۷/۷/۱۳۷۲ به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
تصاویر
زندگینامه
وصیت نامه
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.