در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد و در ایام خاص مانند محرم و ماه رمضان به وظایف خود عمل می کرد. به عبادت اهمیت زیادی می داد خصوصاً نماز اول وقت و میان همه محبوب بود. در راهپیمایی ها و نماز جمعه شرکت می کرد و علاقه زیادی به امام داشت. فرمانبردار ولایت فقیه بود و همیشه خوش قول بود. در زمان جنگ با اینکه سن و سال کمی داشت اما به همه توصیه می کرد که به جبهه بروند و از میهن خود دفاع کنند. علاقه ای به مادیات نداشت و عاشق شهادت بود. هیچگاه عصبانی نمی شد و همیشه با صبر و تحمل مسائل را حل می کرد.من کاملاً از او راضی بودم، مادرش هم همینطور، از کودکی به ما کمک می¬کرد و علاوه بر درس خواندن، در کشاورزی و دامداری نیز به ما کمک می کرد و نمی-توانست بی کار بماند و خیلی زرنگ بود و وقتی به مرخصی می آمد به برادرش در خانه سازی کمک می کرد. وقتی کنار هم می نشستیم با شوخی هایش شادمان می¬کرد و چون از خوبی همتا نداشت خداوند او را قابل و شایسته ی شهادت دانست البته من نتوانستم داغ او را تحمل کنم ولی خوشحالم که در راه خدا شهید شد امر به معروف و نهی از منکر می¬کرد و همیشه می گفت که نباید جبهه ها از رزمنده خالی شود تا دشمن را بیرون کنیم. اوایل که شهید شده بود به خواب اقوام رفته بود و دیده بودند که سر کوهی ایستاده و دورش را آب گرفته از او پرسیدند چرا دورت را آب گرفته؟ گفت به بابا بگویید اینقدر گریه نکند.
تصاویر
زندگینامه
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.