شهید فرهاد آگاهی

کد ایثارگری:
۷۰۰۰۰۲۳
نام پدر:
داوود
محل تولد:
ایران ، استان اصفهان ، شهرستان اصفهان ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۹/۰۶/۲۵
شغل:
سرباز
تحصیلات:
زیر دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۷۰/۰۲/۰۲
محل شهادت:
منطقه عملياتي جمشيد آباد -آبادان
تصاویر
زندگینامه

فرازی از زندگینامه شهید از زبان مادرش: شهيد آگاهي در تهران بدنيا آمد. فصل تابستان بود. مادرش مي گويد قبل از آمدنش من بچه دار نمي شدم. خواهرم كه به سفر كربلا مشرف مي شدند به من گفتند كه نذر بكن براي فرزندت كه ان شاء الله پسر باشد و من از كربلا برايت مقداري گندم كفترهاي حرم امام حسين(ع) را مي آورم و شما هم نذر كنيد كه من هم نذر کردم معادل موهايش كه بدنيا آمد تا چند سال نقره به حرم امام حسين عليه السلام هديه كنيم. تا 8 سال اين نذر را ادا كرديم.تا اینکه بچه ی ما به دنیا آمد و نامش را فرهاد گذاشتیم. وقتی بزرگتر شد همیشه همراه پدرش بود و در کارها به پدرش کمک می¬کرد. او در آبادان خدمت می کرد که بر اثر انفجار مخزن بنزین دچار سوختگی شدید شد و او را به بیمارستانی در تهران اعزام کردند. آخرین لحظه که بالای سرش در بیمارستان بودیم، به خواهرش گفته بود من غذا نمی خواهم و دستم را رها کن که سفره ی ما پهن شده. خواهرش می گوید چرا صورت از من برمی گردانی؟مگر از من ناراحتی؟ که او در جواب می گوید: نه خواهر جان به خدا قسم اینجا با حضرت امام حسن و امام حسین (ع) برسر سفره ی غذا نشسته ایم و دست مرا رها کن تا غذا بخورم. همان لحظه خواهرش تربت سیدالشهدا را در دهانش می ریزد، و ایشان به درجه ی رفیع شهادت نائل می آیند. شب اول بعد از شهادتش – در حالی که من هیچ خبری از شهادتش نداشتم- خواب ديدم كه بچه ام شهيد شده است و بلند شدم و گريه كردم. ساعت سه و چهار بود كه خواب ديدم كه بر روی دست جنازه اش را مي برند و يك آقايي با يك شال سبز جلوي همه ی آنها مي رفت. من گفتم اين را كجا مي بريد؟ گفت: اين فرهاد است كه شهيد شده است وقتي بيدار شدم، گريه كردم و گفتم كه فرهاد شهید شده است. همه ی آنهایی که کنارم بودند گفتندکه واقعا فرهاد شهید شده است و خوابت درست است. دو سال بعد از شهادتش خواب دیدم که ماه محرم بود و داخل حرم علامه مجلسی نشسته بودم، یک نفر را دیدم که مرا صدا می زند و می¬گوید: مامان،مامان؛ دیدم که فرهاد لباس معمولی بر تن داشت. به او گفتم(مامان تو اینجا هستی و به خانه نمی آیی؟ گفت: مامان اینجا غذا درست می کنیم و همه ی ماه محرم ما اینجا هستیم و شما کجا می خواهی بروی؟

دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.