او زمانی پای به این دنیا گذاشت که پدرش تازه از دنیا رفته بود به همین دلیل نام پدر را بر او نهادند مادر گرانقدرش در غم از دست دادن همسر عزادار بود لذا از دایه ای مهربان و پاکدامن خواستند تا نوزاد را شیر دهد رمضانعلی در همان زادگاهش تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به پایان رسانید پس از آن جهت دفاع از مرز و بوم کشور وارد نظام شد و به آبادان رفت پس از مدتی به زادگاهش برگشت و در آنجا با دختری از اقوام ازدواج کرد و با همسرش به محل خدمت خود برگشت در سال 1348 اولین فرزندشان که دختر بود به دنیا آمد ثمره ی این ازدواج پنج فرزند (سه دختر و دو پسر) بود این شهید بزرگوار برای فرزندان پدری مهربان و دوستی دلسوز بود علی رغم اینکه شهید فرزند کوچک خانواده بود ولی همواره از برادران بزرگ¬تر و مادر و خواهرش حمایت می کرد در طول سال های پیش از انقلاب در فضای شغلی خود به دلیل تذکر اخلاقی که به یکی از فرماندهان خود داده بود و بعد از درگیری با او، شهید نه ماه در زندان ساواک آبادان زندانی شد. همواره حقیقت را می¬گفت حتی اگر مجبور بود تاوان سنگینی را بپردازد هرگز افراد ناتوان و سالمند یا بی بضاعتی که در نزدیکی¬اش زندگی می کردند را نادیده نمی گرفت با زیردستان مهربان ولی جدی بود برای شنیدن درد و دل اطرافیان همسایه ها و غریبه و آشنا ساعت ها وقت می¬گذاشت در تمام طول خدمتش صادقانه کار می کرد و هرگز از راه راست خارج نمی شد. از بدو جنگ تحمیلی تا تاریخ 3/10/1365 به مدت 76 ماه به طور مستمر در منطقه ی عملیاتی اروند کنار، آبادان، خرمشهر و زید خدمت کرد.
زندگینامه
وصیت نامه
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.