در سال 1342 پا به عرصه ی هستی گذاشت هشت خواهر و برادر بودند و او فرزند هفتم خانواده بود مادرش را در سال 1349 و پدرش را در سال 1357 از دست داده بود و در کنار برادر بزرگش زندگی می کرد. به نماز جماعت اهمیت می داد به گونه¬ای که در نماز جمعه ها شرکت می کرد خود را مدیون دین و انقلاب می دانست و هیچگاه روح خویش را، با غیبت کردن و بدگویی و بدبینی نسبت به دیگران آلوده نمی کرد و پرهیز از گناه داشت جوان پاکی بود و همه¬ی محله از دست او راضی بودند. تا مقطع سیکل ادامه تحصیل داد و برای اینکه بتواند مخارج زندگیش را تامین کند به همراه برادر بزرگش به حرفه ی گچبری روی آورد. با شعله ور شدن آتش جنگ به صورت بسیجی به جبهه رفت و در مورخ 18/2/1365 برای انجام خدمت سربازی اعزام شد سه ماه آموزش دید و با همت عالی و استوار و لبیک بر زبان، قدم در عملیات¬های مختلف گذاشت و در عملیات های فاو و جزیره مجنون شرکت کرد تا اینکه سر انجام در تاریخ 17/3/1367 در حالی که در ساختمان شرکت نفت آبادان بود و در سمت سرباز ژاندارمری ایفای نقش می نمود خمپاره ای در 2 متری محل خدمت او بر خورد می کند و ترکش خمپاره به پهلوی ایشان اصابت می کند و تا قبل از رسیدن به بیمارستان به شهادت می رسد.
تصاویر
زندگینامه
اسناد
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.