شهيد اياز محمدي، فرزند اسدالله در تاریخ 01/10/1343 در روستاي ميرك از توابع شهرستان گرمی به دنيا آمد و در خانواده اي اصيل و مذهبي تربيت يافت. پدرش کشاورز و مادرش قزلار، خانمی مادری مهربان و دلسوز بود كه با تولد فرزندشان وجودشان مالامال از عشق رباني شد. درآمد حاصل از كشاورزي چندان زياد نبود، اما با اين حال اين خانواده به هر آنچه كه داشتند قناعت مي كردند. خانواده اياز به آموزه های ارزشمند دینی توجه خاصی داشتند از این رو شهید قرآن را از همان خردسالي آموخت و در اوايل كودكي سوره هاي كوچك قرآن كريم را حفظ بود. آن قدر دوست داشتني و جذاب بود كه اهالي روستا را شيفته خود می كرد، بسيار مورد محبت و مهرورزي پدر و مادرش بود، اگر چه وضعيت اقتصادي و عدم امکانات در آبادی ها برای کودکان روستایی در دوران طاغوت فرصت تحصيل را از افرادی چون اياز گرفت، اما خدمت صادقانه به پدر و مادر و روي آوردن به شغل شريف كشاورزي او را با درد و رنج طبقه محروم آشنا ساخت، به طوری که از صبح تا شب كار مي كرد و عرق مي ريخت با اين كه نوجوانی بیش نبود، اما فوق العاده باهوش و زرنگ بود به گونه ای كه مزرعه اش در بين کشاورزان بهترين بود. او كمتر پيش مي آمد كه تنها باشد، چرا كه محبتش همه را به سوي خود جذب مي كرد. وی احساس مسئوليت بيشتري به عنوان اولين فرزند نسبت به خانواده مي كرد، نسبت به همسایه ها خود را مسئول می دانست و به كارهاي آنها رسیدگی مي كرد، چرا كه آرامش را در اين كارها جسته بود. ایاز اوقات فراغت كمتري داشت، روزها كاري كرد و شب ها در مسجد بود و در نماز جماعت شركت مي كرد. در كنار كار و مسائل جامعه حساس بود، چرا كه در آن دوران ديگر زمزمه های انقلاب به گوش می رسید كه اياز را از همه چيز باز داشته بود. قبل از انقلاب با دوستانش براي تظاهرات و راهپيمايي به شهر مي آمد و با شور و شوقی وصف ناپذیر شعار «الله اکبر خمینی رهبر» سر می داد. او بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (قدس سره) و تشکیل بسیج مستضعفین در پايگاه روستا حضور مي يافت و با اين كارها ريشه اش را قوي مي ساخت تا در سرنوشت كشورش دخيل باشد. اگر چه نمي توانست خانواده اش را ترك گويد و به جبهه اعزام شود، اما با رسيدن موعد خدمت سربازي، انتظارش به پايان رسيد و با شهامت به سوی میدان های نبرد شتافت و جبهه نيز پر شده بود از معرفت اين سرباز دلاور كه شجاعانه می جنگيد. از خصوصيات بارز شهيد خوشرويي، جذابيت، صفاي باطن، اخلاص و توكل به خدا بود. او در روحيه دادن به رزمندگان نقش به سزايي داشت. از شجاعت بالايي برخوردار بود. با آنكه از نظر جسمي بدني نحيف و لاغر داشت، خستگي ناپذيري و اعتماد به نفس او زبانزد خاص و عام بود. او در اكثر نبردها حضور داشت و در شب هاي عمليات تا صبح در خط اول درگيري با دشمن و در كنار رزمندگان بود. سرانجام این سرباز غیرتمند و مخلص خدا در درگيري با مجاهدين کوردل در تاريخ 21/04/1367 در منطقه موسیان شربت شهادت را نوشيد و عاشقانه به سوی معبودش پر کشید. پيكر پاكش در روستاي زادگاهش به خاك سپرده شد و مایه خیر و برکت آن دیار گردید.
تصاویر
زندگینامه
خاطره
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.