شهید حافظعلی فرهومند

کد ایثارگری:
۶۷۱۴۷۷۲
نام پدر:
علی
محل تولد:
ایران ، استان اردبیل ، شهرستان اردبیل ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۷/۰۶/۰۱
شغل:
دانش آموز
تحصیلات:
زیر دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۶۷/۰۳/۱۳
محل شهادت:
شلمچه
زندگینامه

در اولین روز شهریور ماه سال هزاروسیصد وچهل وهفت بود، خداوند منان به آقای علی فرهومند وخرده خانم پسری به عنوان اولین فرزند (8 فرزند بودند) عنایت میکند . تولد این پسر در روستای پولادلو شهرستان بیله سوار از استان اردبیل اتفاق افتاد مادرش می گوید: موقع به دنیا آمدن او آنقدر سبک وخوشحال وآرام بودم فکر می کردم که خودم تازه به دنیا آمده ام. اسم این پسر را مادر ، حافظعلی گذاشت . وضعیت زندکی خانواده فرهومند خوب بود وبا تولد اولین فرزند بیش از پیش بهتر شد. مادرش می گوید: او را پیش خودم نگه می داشتم بچه پرجنب وجوشی بود ، حافظعلی بزرگ شد به سن 6 سالگی رسید. در سال 1353 پدرش اسم او را در مدرسه ثبت نام کرد. مادرش می گوید : خودش لباس خودرا پوشید ، کیف وکتاب را آماده کرد وبه کلاس رفت اخلاق ورفتارش بعد از رفتن به مدرسه بیش از پیش بهتر شد. همه ِ معلمان حافظعلی را دوست می داشتند . نمره هایش خیلی خوب بود اکثراً 19 و20 می گرفت در درس او هیچکس به او کمک نمی کرد وهمیشه تکالیفش را خودش به موقع وبه نحواحسن انجام می داد ومقابل بدی دیگران خوبی می کرد. حافظعلی در بچگی به مسجد میرفت وپسرقرآن خوان ودر مسجد اذان می گفت، به موعظه ونوحه گوش می داد، رابطه اش با همه خوب بود ، خیلی مهربان بود، به والدین احترام می گذاشت ، مادرش می گوید : همچون او فرزندی را تا به حال ندیده ام که اخلاقی مثل اخلاق او داشته باشد. روزها می گذرد حافظعلی با این اوصاف ، اخلاق بزرگ می شود. تا پنجم ابتدائی درس می خواند در سال 58-1357 دوره ی ابتدائی را تمام میکند ، روز به روز اخلاق ورفتار حافظعلی نسبت به گذشته بهتر میشود ، به گونه ای که همه ی اطرافیان ودوستان وهمسایگان او را تعریف میکردند واخلاق او زبانزد خاص وعام شده بود. پسری بود صبور ومقاوم ، در برابر سختی ومشکلات از خود استقامت نشان می داد . به جوانی رسیده بود ، عضو سپاه پاسداران شده بود. چون دوست داشت سپاهی باشد ودر خدمت سپاه باشد ، وبه مردم وکشور خدمت کند، بزرگترین آرزوی او شهادت بود، به مادرش می گفت : اگر من شهید شدم چه کار می کنی؟ ( چه عکس العملی نشان می دهی) مادرش می گفت: خودزنی می کنم ، خود را میکشم، در جواب می گفت: خون ما از خون دیگر شهیدان رنگین تر نیست ، من راه کربلا را باز می کنم. اصلاً گریه نکنید ونگران نباشید ، بزرگترین آرزوی حافظعلی شهادت بود. می گفت : هرچه زیاد عمر میکنیم گناهمان بیشتر می شود. شخصی راز دار وحافظ اسرار بود. سرّش را به کسی نمی گفت، یک نفر دوستی داشت ؛ به نام جمالی که فرماندهی از گرمی بود واو هم شهید شد . طبق گفته : فرمانده جمالی در ایست بازرسی در تهرآن به راننده ماشین گفته راستش را بگو با تو کاری نخواهم داشت ، کاری هم با او نداشته بود. همیشه به فکر همرزمان ومیهن و کشور بود می گفت : به جبهه می روم وبه برادران رزمنده خود کمک می کنم از دوران نوجوانی در جبهه بود ، به مطالعه علاقه داشت ، به رساله حضرت امام خمینی (ره) ، و کتابهای مذهبی که آنها را یکایک در خلوت مطالعه می کرد. می گفت : دشمن این جنگ را به ما تحمیل کرده است باید از وطن خود دفاع کنیم ، نمی گذاریم خاک و وطن ما در دست دیگری باشد . باید از وطن خود دفاع کنیم، نمی گذاریم خاک و وطن ما در دست دیگری باشد . طبق فرمایش حضرت امام باید از وطن وکشور دفاع کنم. در جبهه ودر پشت جبهه همه از جوانمردی ودلیری وشجاعت وشهامت او صحبت می کردند. به خدا خیلی نزدیک بود، خدا پرست وفرد مومن ومتقّی بود . به فقرا وانسانهای تهیدست کمک می کرد. هر چیزی داشت از دیگران مضایقه نمی کرد. به نماز جماعت ونماز جمعه می رفت. شهید حافظعلی راه جبهه در پیش گرفت ، در جبهه به عنوان یک بسیجی قهرمان حضور یافت ، در حالی در جبهه حضور داشت که با ایمان کامل واعتقاد راسخ و وفا دار به انقلاب وآرمان های رهبر کبیر انقلاب با دشمنان می جنگید. دفتر یادداشتی که از حافظعلی فرهومند مانده است در آنجا چند بیت شعر ترکی از شاعران ترکی زبان آذربایجانی مخصوصاً از شهریار نوشته است. این اشعار علاقه او را به زبان مادری تایید می کند ودر دفترچه خود نوحه وسرودی درباره کربلا وشهیدان کربلا نوشته از جمله: شهادت شهادت افتخارم کربلا، کربلا آرزویم یازهرا یازهرا ایران شده گلستان از خون از خون این شهیدان میجنگیم سازش نمی پذیریم می میریم ذلت نمی پذیریم امام شویم فدایت تشنه آب فراتم ای اجل مهلت ده تابگیرم در بغل قبر شهید کربلا ، کربلا ای کربلا . وسرودهای دیگری که هرچه انسان در این نوشته ها دقت کند ومطالعه می نماید شدّت علاقه و وفاداری به میهن ، وطن پرستی ، اطاعت از اوامر وفرامین رهبری ، تدین ودینداری ، ایمان به خدا ، در آرزوی زیارت کربلا بودن در وجود وخون وپوست شهید حافظعلی فرهومند رخنه کرده بود وبا خونش آمیخته بود. حافظعلی فرهومند در کربلای ایران در هزاروسیصدو شصت وهفت باده عشق را سرکشید وشعر امامش ورهبرش را چنین زمزمه نمود. اگر دل بسته ای بر عشق جانان، جای خالی کن که این میخانه هرگز نیست جز مأوای دلها.

دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.