فرازی از زندگینامه شهید از زبان پدرش: اصغر پسری آرام و متین و سربزیر بود و از همان دوران طفولیت علاقه ی وافری به قرآن و تلاوت آن داشت و همراه خواهر و برادر بزرگترش در جلسات قرآنی که در محله ی ما یعنی «کوی امام» در هر هفته برگزار می شد شرکت می کرد و احادیث ائمه و احکام را خیلی خوب فرا می گرفت و بعد که دوران انقلاب فرا رسید با اینکه سن او کم بود شور و حال خاصی داشت و در راهپیمایی ها که در محل به راه می¬افتاد شرکت می کرد در ماه های عاشورا و صفر در اول دهه ی محرم در دسته های سینه زنی و زنجیر زنی شرکت می کرد با اینکه سن و سال کمی داشت تا پاسی از شب در این دسته ها حضور داشت. بعد از پیروزی انقلاب در محل، مسجد می ساختند و با اینکه سنش کم بود از افرادی بود که شبانه روز در مسجد پا به پای برادران بسیجی کار می کرد و یکی از بسیجی های فعال به شمار می رفت حتی دقیقاً یادم هست که یک نبشی آهن روی دستش افتاد و ساعد دستش شکست که برادران بسیجی او را به بیمارستان رساندند و دست او را گچ گرفته بودند و بعد که به منزل آمد می گفت زمین خوردم و دستم شکست بعد از چند روز از برادران بسیج شنیدم که اصغر در حال کمک کردن بود که آهن روی دستش افتاده و دستش شکسته ولی او چیزی نمی گفت. در ساخت مسجد محل بسیار فعال بود. تا اینکه جنگ تحمیلی شروع شد و چندین بار رفت که او را به جبهه ببرند ولی به دلیل سن کمش، او را نمی پذیرفتند در طول این مدت در بسیج به فعالیت پرداخت و دوره های رزمی را یاد گرفت تا اینکه موقع سربازیش فرا رسید البته یک سال زودتر ثبت نام کرد و دفترچه آماده به خدمت را گرفت. در محله ی ما کسی نبود که او را با مهربانی هایش نشناسد او همیشه خنده رو و خوش اخلاق بود به همین خاطر زبان زد خاص و عام بود. پس از آنکه دوره ی آمورزشی سربازی را به پایان رساند او را به بهبهان فرستادند و بعد به جبهه¬ی دهلران رفت. او مدتی را در دهلران گذراند تا اینکه در عملیاتی که در آن منطقه به وقوع پیوست به همراه تعداد زیادی از نیروهای گردان شان به شهادت رسید. در روز 21/4/1367 صبح ساعت هشت او مورد اصابت گلوله قرار می گیرد در آن لحظه بقیه¬ی افراد متوجه می شوند که در محاصره هستند. اصغر تا ظهر هنوز زنده بوده و در حالی که سرش روی پای همرزمش بود با او صحبت می کند و می گوید که من برای اسلام و وطنم جنگ کرده ام به خانواده ام بگو برای من گریه نکنند و ... اصغردر ظهر همان روز به درجه ی رفیع شهادت نایل گردید.
تصاویر
زندگینامه
اسناد
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.