شهيد عباس بخشي در سال 1347 متولد و درسن 7 سالگي به مدت 5 سال دردبستان شهيد هنردار مشغول تحصيل بودند از نظر اخلاقي فردي خوش رو و خوش گفتار و مؤدب و با اخلاق بودند و درسال 1360 به علت علاقه به شغل كشاورزي و كمك به پدرشان مشغول كشاورزي و مدت 7 سال مشغول بودند و ايشان به مسائل نماز و روزه و مسائل ديني اهميّت زيادي ميدادند و دراين امور فردي نمونه بودند و اوقات فراغت خود را در كمك و ياري به پدر و مادرميگذراندند و در برابر افرادي كه قصد ضربه زدن به انقلاب اسلاميداشتند سرسخت و مقاوم بودند و در موقع اعزام به جبهه با روحيه بالا بودند و هميشه تأكيد ميكردند به فاميل و آشنايان كه با كمك هاي خودپشت جبه ها را خالي نكنيد و در سال 67 براي چندمين بار به جبهه اعزام شدند آخرين توصيه ايشان به مادر اين بود كه مادر جان اگر خداوند توفيقي به من داد و شهادت نصيب من شد در مرگ من مبادا گريه كني و هميشه صبر پيشه كن و همچون زينب كه در شهادت سيد الشهدا با سخنراني خود چشم تماميدشمنان را كور كرد صبر و استقامتي نشان ده و شهادت ايشان بازتاب بسيار خوبي در خانواده ايشان بوجود آورد وعلاقه زيادي به حضرت امام ره داشته و ايشان را رهبر و سرور خود دانسته و از دستورات ايشان پيروي و سعي در انجام آن بر ميآوردند و در وصيتي كه به برادرش گفته بودند اين بود كه شايد شهادت اين بار نصيب من شود توصيه اي كه من به شما دارم هميشه كمك و ياري كننده مظلومان باشيد و صبر و استقامت پيشه كنيد و خاطره اي كه از ايشان به ياد دارم اينكه درزمان اول انقلاب و در آستانه حضور حضرت امام (ره) در مدرسه بچه ها را دو ر هم جمع مي كرد و يكي يكي آنها را از مدرسه فراري ميداد و با ابتكار خود تمام مدرسه را هياهوي زمان انقلاب متوجه ميكرد و در زمان نوجواني نيز بر عليه رژيم پهلوي اقداماتي بر عليه رژيم ستمشاهي ملعون انجام ميداد .
تصاویر
زندگینامه
خاطره
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.