شهید مهرداد عزیزالهی

کد ایثارگری:
6525007
نام پدر:
محمود
محل تولد:
ایران ، استان اصفهان ، شهرستان اصفهان ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۶/۰۷/۱۲
شغل:
دانش آموز
تحصیلات:
دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۶۵/۱۰/۰۴
محل شهادت:
جزیره ام الرصاص
زندگینامه

دانش آموز شهید «مهرداد عزیزاللهی» در مهرماه سال ۱۳۳۱ در شهر اصفهان در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد.
دوران کودکی خود را در کنار برادر خویش مسعود که او نیز به فیض شهادت نایل شده، سپری کرد. مهرداد به همراه خانواده اش در سال ۱۳۳۱ به کرج مهاجرت کرد.
تحصیلات راهنمایی را به پایان نرسانده بود که با جثه ای کوچک ولی روحی بلند و شجاعتی وصف ناپذیر به جبهه اعزام شد و همزمان با حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل، در سنگر علم و دانش و تا قبل از شهادت درس خود را تا سال سوم هنرستان در رشته برق الکترونیک ادامه داد.
خانواده «عزیز الهی» 6 پسر داشته که 4 نفر از آنها در جبهه ها حاضر بودهاند و مهرداد و مسعود به شهادت رسیدهاند و محمد هم اکنون جانباز شیمیایی میباشد. پسر دیگر نیز جزو آزادگان سرافراز بوده است.
مادر نوجوان شهید میگوید:
در راهپیماییهای دوران انقلاب به طور مرتب شرکت میکرد. وقتی مجسمه شاه را از میدان انقلاب اصفهان پایین کشیدند. تا چهارراه تختی سر شاه را غلطانده بود.
مهرداد در اوایل انقلاب 10 -12 سال سن داشت. یک روز که برای اولین انتخاب رئیس جمهوری میخواستیم به پای : صندوق رأی برویم، به ما گفت: «به چه کسی رای می دهید؟» ، گفتیم : بنی صدر! ، گفت : « اشتباه میکنید! روزی خواهد آمد که بنی صدر آرایش کرده و با چادر از مرز بیرون میرود.»
خدا شاهد است انگار همین دیروز بود این جمله را گفت. همیشه با بنی صدر مخالف بود و با آن سن کم ،بصیرت زیادی داشت.
یک روز آمدند و گفتند : «مهرداد میخواهد به جبهه برود»
من گفتم «سنش کم است کاری از او بر نمی آید»، بعد فهمیدم او آموزش رزم شبانه هم دیده است! گفتم حالا که آموزش دیده مسئلهای نیست..و به جبهه رفت.
مهرداد روحیه شادی داشت و بچه نترس و شجاعی بود. او همچنین کاراته باز خوبی هم بود. یک بار یک مین گوجه ای خنثی شده را از جبهه به خانه آورده بود! برخلاف آنچه برخی میپندارند، مهرداد 6 سال در جبهه ها حضور داشته است و غیر از مین روبی، در کار غواصی هم ماهر بوده است.
آن فیلم مصاحبه معروف مهرداد، اوایل جنگ است که مهرداد تازه به جبهه رفته بود. امام خمینی هم آن فیلم را دیده بود و خواسته بودند تا مهرداد را ببرند پیش ایشان. امام مهرداد را میبینند و بازوی او را بوسه میزنند و او هم دست امام را میبوسد. مهرداد به امام میگوید چیزی را برای تبرک بدهید. امام هم یک قندان قند را دعا میخوانند و به او میدهند.
مهرداد در بهترین هنرستان اصفهان در رشته برق تحصیل میکرد و در کنار حضور در جبهه از درس و بحث خود غافل نبوده است.
در سال 1364 در عملیات کربلای 4 در جزیره ام الرصاص در حال غواصی شهید میشود و تا ۳ سال از پیکر او خبری به دست نمی آید. بعد از این مدت پیکری را که لباس غواصی به تن داشته و یک دست و پایش قطع بوده بدون هیچ پلاک و مشخصاتی برای خانواده آوردند. اما او مهرداد نبود من قبول نکردم و میگفتم: مهرداد مفقودالاثر است.

دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.