در اولین روز از آذرماه 1341 در روستای صالحآباد از توابع شهرستان نجفآباد درخانوادهای مذهبی و در دامن پر مهر مادری مؤمن به دنیا آمد. در همان کودکی اخلاقی نیکو داشت و متواضع بود. الگویش مولای متقیان حضرت علی(ع) بود و همین عشق در زندگی به او کمک میکرد تا در کارهایش موفق باشد. با قدم گذاشتن به مقطع دبستان تحصیلاتش را تا سال چهارم رشتۀ اقتصاد در دبیرستان دهقان به اتمام رسانید. پس از آن به دنبال گمشدهاش مشغول به تحصیل دروس حوزوی شد. در نهضت خمینی در صحنۀ راهپیمایی و تظاهرات حضوری فعال داشت و جهت پرورش روح آزادیبخش خود در این اجتماعات شرکت میکرد. خوشرو و مهربان بود. نماز اول وقت را فراموش نمیکرد. احترام و کمک به والدین را در الویت کارهایش قرار میداد. به مطالعه علاقۀ فراوان داشت و بیشتر کتابهای بزرگانی چون شهید مطهری و شهید دستغیب را مطالعه میکرد. سنگینی و وقاری خاص در رفتارش موج زد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پیوست. به امام خمینی علاقۀ وافری داشت و چندین ماه نیز محافظ خانۀ امام بود. خیرخواه بود و هر کسی را در هر کجا نیازمند کمک میدید یاریاش میکرد. جهت برطرف کردن مشکلات مالی اهالی روستایشان به همراه دوستانش صندوق قرض الحسنهای دایر و عضو هیات مدیره آن شد. با رسیدن به سن ازدواج تشکیل خانواده داد که ثمرۀ آن دو فرزند پسر به نامهای سجاد و مجید بود. با شروع جنگ تحمیلی و تجاوز همه جانبۀ عراق علیه ایران، عزمش را جزم کرد و در همان روزهای آغازین جنگ عازم جبهههای حق علیه باطل شد. چندین ماه در کردستان بود و پس از آن از طرف لشکر 8 نجف اشرف عازم جبهه شد. در عملیاتهای طریق القدس، الی بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر حضوری فعال داشت. زندگی دنیوی، همسر و دو فرزندش را با عشقی والاتر، که الهی بود معامله کرد و چندین سال در جبههها و در کنار رزمندگان از میهن اسلامیاش دفاع کرد و به عنوان فرماندۀ گروهان برگزیده شد. سرانجام در تاریخ 1365/11/2 پس از حضور دلیرانهاش در شلمچه و در عملیات کربلای 5 بر اثر اصابت ترکش به سر و بدنش به آرزوی دیرینۀ خود نائل گشت. پیکر پاکش پس از بازگشت به آغوش خانواده و تشییع در گلزار شهدای نجفآباد چون لالهای گلگون کفن آرام گرفت.
«روحش شاد و راهش پر رهرو»
زندگینامه
وصیت نامه
خاطره
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.