شهید مهدی عابدینی نجف آبادی

کد ایثارگری:
6523956
نام پدر:
محمود
محل تولد:
ایران ، استان اصفهان ، شهرستان نجف آباد ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۶/۰۱/۱۲
شغل:
سرباز
تحصیلات:
زیر دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۶۵/۱۲/۱۰
محل شهادت:
شلمچه
تصاویر
زندگینامه

دوازدهم فروردین ماه 1346 چهارمین فرزند خانوادۀ با ایمان و با اصالت محمود عابدینی ساکن نجف‌آباد پسری به دنیا آمد که پدرش نام مهدی را برایش انتخاب کرد. از همان دورۀ کودکی به همراه مادرش به مسجد رهسپار می‌شد. خواندن نماز را فرا گرفت و در سال‌های بعد این مهم را با عشق انجام می‌داد. برای فراگیری علم راهی مدارس شد و پس از اخذ مدرک سیکل درس را رها کرد و به حرفۀ مکانیکی روی آورد. در اوقات فراغت به مادرش در امر قالی‌بافی و به پدرش در امور کشاورزی کمک می‌کرد و تا حد امکان به خواهرش هم یاری می‌رسانید. با اینکه خود درس را رها کرد اما برای خواهر و برادرانش جایزه می‌خرید و آن‌ها را به این مهم تشویق می‌کرد. برای صیقل بخشیدن روح خود در کلاس‌های احکام دینی و آموزش کلام الله مجید حضور داشت. تا می‌توانست غیبت نمی‌کرد و دروغ نمی‌گفت و این مهم را به دیگران هم توصیه می‌کرد. بسیار وقت‌شناس بود و با ارادتی که به ائمه و معصومین در دل می‌پروراند در مراسم عزاداری و میلاد این بزرگان حاضر شده و خدمت می‌کرد. با پس‌انداز خود دوچرخه‌ای خریداری کرد تا برای خرید مایحتاج منزل به مادرش یاری رساند. حرکت انقلابی خود را هم‌زمان با دیگر آزادی‌خواهان و به همراه بزرگ‌ترهایش آغاز کرد و به‌جز حضور مستمر در صحنۀ درگیری و تظاهرات‌ بدون هراس و با دوستانش به طرف ساواک شیشه‌های بنزین پرت می‌کرد. ثمرۀ ایثار ملت بیدار ایران پیروزی شکوهمند در 22 بهمن ماه 1357 بود.
 زمانی‌که دشمن به خود اجازه داد به شهرهای مرزی کشورمان یورش آورد و امام خمینی فرمان دادند مردم برای دفاع از اسلام و مردم بی‌پناه به آن منطقه بشتابند، آرزو داشت به صف رزمندگان اسلام بپیوندد. به خاطر سن کم مسئولان امر با خواسته‌اش مخالفت می‌ورزیدند. ایشان هم با دستکاری در تاریخ تولد شناسنامه و نزدیک شدن به سن سربازی با عضویت در سپاه به جبهه‌ها رهسپار شد. هر بار که یکی از دوستانش به درجۀ رفیع شهادت دست می‌یافت، بیشتر از قبل آرزوی شهادت را در دل می‌پروراند. از این ناراحت بود که چرا رفتند و او تنها مانده. عاشق امام خمینی بود و در نامه‌ها و وصیت‌نامه‌اش همیشه به خانواده‌اش توصیه می‌کرد که بیشتر از قبل پیرو آن آقا باشند. با گذراندن دورۀ آموزش غواصی برای حضور در عملیات کربلای5 با لشکر‌8 نجف اشرف در گردان پیاده به شلمچه شتافت. این تک تیرانداز سلحشور شب قبل از عملیات به تاریخ 10/12/1365 در‌حالی‌که پیکر پاک او را به عقب بر می‌گرداند، براثر اصابت ترکش دشمن به بدن پاکش و متلاشی شدن صورتش جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیدار معبودش پرکشید. جسم پاکش بعد از بازگشت به زادگاهش تشییع باشکوه در کنار دیگر پرستوهای مهاجر آرام گرفت و به ابدیت پیوست.

خاطره

کبوتر

۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۳۲

شب آخر

۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۲:۳۲
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.