فرازی از زندگینامه شهید: پس از سپری شدن دوران طفولیت در سن هفت سالگی پا به مدرسه نهاد. به تحصیل ادامه داد و موفق شد تا کلاس پنجم ابتدائی را در کله مسلمان و مدرسه¬ی «بیستجان» به پایان برساند و به علل نبودن مدرسه¬ی راهنمائی و دبیرستان از ادامه تحصیل محروم گردید. او انسان خوش اخلاقی بود به نحوی که در اخلاق زبانزد همگان بود. به همه کمک می¬کرد و بسیار امانت دار بود. قبل از انقلاب فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشت ولی بعد از انقلاب تحول روحی عظیمی در وجود او رخ داد و به فعالیت فرهنگی و سیاسی می پرداخت. در راهپیمایی¬ها شرکت می-کرد و مردم را به شرکت در آن تشویق می¬کرد. اولین قدم او این بود که به عضویت بسیج درآمد و در این ارگان انقلابی به فعالیت سیاسی مذهبی می-پرداخت. در مقابل گروهک¬ها و ضد انقلاب عکس العمل زیادی نشان می¬داد حتی بعضی اوقات با آنها درگیری هم می¬شد. نظر شهید در مورد جنگ این بود که همه¬ی ما باید به جبهه نور علیه ظلمت برویم و از اسلام عزیز دفاع کنیم تا دشمنان اسلام نابود شوند و ما بتوانیم آزادانه در کشورمان زندگی کنیم. در طی جنگ دو بار به جبهه حق علیه باطل اعزام شد و در جبهه مهران شرکت کرد و در همین جبهه بود که او شهادت را در آغوش گرفت و سعادت ابدی را برای خویش مهیا ساخت. اگر در عملیاتی شرکت می کرد خوشحال بود برای این که معتقد بود دین خود را به اسلام و کشورش ادا کرده است. در آخرین دیدارش با خانواده به مادر و همسرش گفته بود من این بار حتماً شهید می شوم و دیگر به خانه باز نمی گردم. مادر مرا حلال کن و در مرگ من گریه و زاری نکنید و مانند حضرت زینب صبر و استقامت داشته باشید و به خواهرانش توصیه کرده بود که حجاب خود را حفظ کنید چون حجاب تو کوبنده تر از خون شهیدان است.
زندگینامه
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.