شهید غلامحسین رضایی آبادچی

کد ایثارگری:
6516886
نام پدر:
فرج الله
محل تولد:
ایران ، استان اصفهان ، شهرستان نجف آباد ،
تاریخ تولد:
۱۳۳۷/۰۲/۱۹
شغل:
پاسدار
تحصیلات:
دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۶۵/۱۲/۰۴
محل شهادت:
شلمچه
تصاویر
زندگینامه

در نوزدهم اردیبهشت ماه 1337 در خانواده‌ای زحمتکش از روستای آبادچی دیده به جهان گشود. دومین فرزند خانواده بود. دوران دبستان خود را در روستا گذراند و هم‌زمان با درس خواندن، به پدر در کار کشاورزی و به مادرش در امر قالی‌بافی کمک می‌کرد. بعد از آواره شدن مردم روستای آبادچی در اثر احداث سدّ زاینده‎رود به همراه خانواده‌اش به شهرستان نجف‌آباد مهاجرت کردند. در این شهر زمینی خریداری کرده و ساکن شدند. این شهید والامقام دورۀ راهنمایی را در نجف‌آباد سپری کرد و در همین شهر دیپلم حسابداری گرفت. مدتی هم درس طلبگی خواند.
 در بحبوحۀ انقلاب با جوانان ضد رژیم که عموماً افراد متعهد و متدین از طلاب و دانش‌آموزان نجف‌آباد بودند، ارتباط داشت. با هم تشکلی ایجاد کردند و مخفیانه نوارهای سخنرانی و اعلامیه‌های امام را به دست مردم می‌رسانیدند. در این راه چندین بار توسط عناصر رژیم تهدید به مرگ و ترور شدند. بعد از انقلاب ازدواج کرد و پس از آن به صفوف برادران سپاهی پیوست و در اکثر مواقع در مأموریت در مأموریت به سر می‌برد. در برخورد با خانواده الگو بود و به تربیت فرزندانش اهمیت فراوانی می‌داد. به مسائل دینی خود مقید بود و به نماز اول وقت اهمیت فراوانی می‌داد. در خفا نماز شب می‌خواند و با سوز و گداز با معبودش مناجات می‌کرد.
با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از طرف لشکر8 نجف‌اشرف عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد تا به یاری هم‌رزمانش بشتابد و از مردم مظلوم میهنش دفاع کند. چندین بار به جبهه رفت و ماه‌ها در مناطق جنگی ماند و دلیرانه با دشمن نبرد کرد. یک‌بار نیز در ارتفاعات بازی دراز به شدت مجروح شد که به بیمارستان انتقال یافت. او که عشق به جهاد و شهادت در وجودش شعله کشیده بود و نمی‌توانست هم‌رزمانش را در میدان نبرد تنها بگذارد، پس از بهبودی نسبی دوباره عازم مناطق جنگی شد تا با آخرین قطرۀ خونش در مقابل دشمن بعثی مبارزه کند. به خاطر تلاش‌های روزافزونش به سِمَت فرماندهی گروهان منصوب شد. عشق به ائمه و اهل بیت در وجودش شعله می‌کشید. در شروع خواندن زیارت عاشورا اشک از دید‌گانش جاری می‌شد و حسرت می‌خورد که چرا دوستانش در جهاد فی سبیل الله به شهادت رسیدند و او هنوز در میانۀ راه مانده است. سرانجام پس از آخرین مرخصی خود، با همسر و چهار فرزند خود دیدار کرده و پس از خداحافظی دوباره به جبهه بازگشت. پس از مجاهدت‌ها و دلاوری‌های بی‎مثالش در روز چهارم اسفند ماه 1365 و عملیات کربلای‌5 بر اثر شدت جراحت‌های وارده به آرزوی دیرینۀ خودش که همانا شهادت در راه خدا بود رسید و به ملکوت اعلی پیوست.
«روحش شاد و راهش پر رهرو»

خاطره

روح بزرگ

۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۴۴

پرهيز از غيبت

۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۴:۴۴
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.