شهید براتعلی خلیلی

کد ایثارگری:
6513603
نام پدر:
خداکرم
محل تولد:
ایران ، استان اصفهان ، شهرستان فریدن ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۳/۰۷/۱۰
شغل:
سرباز
تحصیلات:
زیر دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۶۵/۰۵/۰۱
محل شهادت:
اهواز -خوزستان
زندگینامه

فرازی از زندگینامه شهید: براتعلی در یک خانواده ی دیده به جهان گشود تا کلاس پنجم ابتدایی تحصیل نمود و به خاطر فقر مالی ترک تحصیل کرد او در تاریخ 1/5/1365 در زبیدات به درجه¬ی رفیع شهادت نایل آمد.وصیتنامه شهید: با سلام و درود بر یگانه منجی عالم بشریت امام زمان و با سلام و درود بر نایب بر حقش خمینی بت شکن و با درود و سلام بر رزمندگان و با سلام و درود بر شهیدان از صدر اسلام تا کربلای خونین ابا عبدالله الحسین و از کربلای خونین ابا عبدالله تا کربلای خونین خمینی. شکر خدای را که فرصت پیدا کردم تا چند کلمه ای با عزیزانم صحبت کنم خدا را شکر که توفیق یافتم تا در راه خدا و به فرمان امام عزیزم که فرمان جهاد در راه خدا را به جوان های غیور کشور اسلامی داد تا در راه دفاع از اسلام شرکت کنند منم به فرمان امام امت به جبهه¬ی حق علیه باطل شرکت می کنم و آنچه را که دارم در طَبَق اخلاص نهاده تقدیم ایزدمان کنم و آنچه حسین و یارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام پروانه وار دور آن می¬گشتند منم آن را بازیابم یعنی شهادت. من به فرمان امام عزیز وظیفه¬ی خود دانستم که در حالی که دین اسلام و کشور اسلامی در هجوم دشمنان قرار گرفته غیرتم قبول نکرد و به اجازه ی پدر و مادر عازم جبهه شدم. در طول سه ماه آموزشی که در ژاندارمری بهبهان آموزش می¬دیدم وقتی که سه ماه آموزش به پایان رسید با همسنگرانم داوطلبانه به جبهه عازم شدیم و با خود می¬گفتم آیا کسی به خود اجازه می¬دهد که با چشم خود ببیند که جنایتکاران و متجاوزان دست به سوی اسلامش، شرف و کشورش دراز کرده و قصد نابودی آن را داشته باشند و سکوت اختیار کند منم مانند دیگر عزیزان که به شهادت نایل آمدند می¬روم تا با خدای خود ملاقات کنم و اما ای پدر و مادر و ای برادر و ای خواهر و ای عمو و ای عمو زاده و ای قوم و خویشان مهربان اگر توفیق شهادت در راه امام حسین (ع) نصیبم شد و به آرزوی خود رسیدم برای من گریه نکنید اگر خواستید گریه کنید به آن روزی گریه کنید که امام حسین با 72 تن از یارانش در مقابل چندین هزار جمعیت از کفار مبارزه کردند و 72 تن یاران امام شهید شدند و امام حسین (ع) تنها و تنها شد برای تنهایی امام حسین (ع) گریه کنید که کسی نبود او را یاری کند و از اینکه من شهید شدم و از شما جدا شدم و در میان شما عزیزان نیستم زیرا من به آرزوی خود که همان شهادت بود رسیدم و ای پدر و مادر عزیز هر چند که بنده فرزند لایقی برای شما نبودم ولی خواهشی که از شما دارم این است که مرا حلال کنید و ای مادر جان می¬دانم که چه زحمت¬ها و رنج¬هایی برای من کشیدی، چه شب¬ها بی¬خوابی کشیدی و مرا به اینجا رساندی می¬دانم هرگز از یادت نمی روم و تنها خواهشی که از تو دارم این است که مادر جان شیرت را برایم حلال کنی. ای مادر جان می¬دانم که دوری فرزند و جدا شدن از مادر سخت است ولی تو باید مانند یگانه بانوی بزرگوار اسلام حضرت زینب باشی که در مقابل مشکلات مقاومت نموده، سکوت را اختیار کرد تا مبادا دشمنان اسلام بدانند. ای مادر جان افتخار کن که چنین فرزندی را بزرگ کردی تا در راه دین خدا دفاع کند، مبادا گریه کنی و بر سر زنی که دشمنان نفهمند و خوشحال شوند، تو افتخار کن که فرزندت در راه دفاع از اسلام شهید شد، در راه جهادگری شهید شد زیرا جهاد در راه اسلام پاداش عظیم دارد، پاداش پیکار در راه خدا بزرگترین ثواب است و ای خواهران عزیزم شما مانند حضرت زینب باشید و به مادرم دلداری بدهید مبادا یک کاری بکنید که مرا ناراحت بکنید و ای برادرانم شما مانند دیگر عزیزان راه مرا ادامه بدهید و تفنگم را به زمین نگذارید و هر وقت که کشور اسلامی را در خطر دیدید به یاری امام بروید و از او دفاع کنید و از برادران و خواهرانی که در تشییع جنازه ی من شرکت کردند و موجب سربلندی پدر و مادرم و بستگانم شدید بینهایت متشکرم و از شما می خواهم که مرا حلال کنید... 2/12/1364

دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.