فرازی از زندگینامه شهید: تا کلاس پنجم دبستان درس خواند هزینه زندگی شهید در طول زندگیش توسط مادرش به سختی تأمین می شد. از سیزده سالگی به بعد شروع به کار کرد تا بتواند هزینه ی زندگی خود و مادر پیرش را تأمین کند. تا قبل از رفتن به خدمت سربازی، کارگر ساده¬ای بود. همیشه صله ی رحم را رعایت می کرد و به خانواده ی خویش نهایت احترام را می¬گذاشت و فرزند شایسته ای بود. مردم همه از او راضی بودند و هیچکس از او شکایتی نداشت. اخلاق خوب شهید قنبر اکبری سرچشمه گرفته از تعالیم اسلام و تربیت خانواده-اش بود. بسیار اجتماعی بود. او با به کار بردن موازین اسلامی در اجتماع قدم می گذاشت. در طول زندگی خویش هیچ گونه انحراف اجتماعی و اخلاقی نداشت. بعد از انقلاب و همزمان با شروع جنگ تحمیلی همیشه به فکر رفتن به جبهه بود. با وجودی که یک کارگر ساده بود شوق به جبهه رفتن را، در سر می پرورانید. همیشه در جلسات دعای کمیل و جلساتی که در مسجد محل تشکیل می شد شرکت می کرد. همان طور که نظر شهیدان، یاری اسلام و مقابله با تجاوز گر بود نظر شهید مذکور هم مانند شهیدان دیگر بود و آخر الامر به جبهه اعزام شد. آخرین دیدار و خاطره ای که از شهید برای ما به جا مانده این است که وقتی می خواست به جبهه اعزام شود به مادرش گفت: «مادر جان من اکنون با تو خدا حافظی می کنم و این آخرین خدا حافظی من با شماست».
زندگینامه
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.