شهید مسعود آخوندی کرکوندی

کد ایثارگری:
6500119
نام پدر:
محمدعلی
محل تولد:
ایران ، استان اصفهان ، شهرستان اصفهان ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۲/۰۵/۰۶
شغل:
پاسدار
تحصیلات:
نا مشخص
تاریخ شهادت:
۱۳۶۵/۱۰/۲۴
محل شهادت:
تصاویر
زندگینامه

بسم رب الشهدا و الصدیقین کسی که مادر بزرگوارش او را در ماه مهمانی خدا و در سال 1342 برای همه به ارمغان آورد و آنگاه به یاد آورد خوابی را که در شبی سیاه دور از هیاهوی روز دیده بود و قلبش در سینه لرزید که خداوند به او گلی سرخ عطا کرده و او باید پاس دارد این امانت را چون تنها فرزند پسر خانواده و به قولی عزیز خانواده بود. چون گلی زیبا با نرمی و لطافت پرورانده شد. مادرش تا سن هفت سالگی چون مرواریدی در صدف از او مراقبت نمود و نگذاشت اندوهی بر قلب کوچکش جای گیرد. مسعود دوران ابتدایی خود را در دبستان تبریزی گذراند و بهترین نمرات را در این پنج سال کسب کرد و در سال آخر با شرکت در یک مسابقه دینی توانست افتخار بزرگی به دست آورد و سپس با فکری آگاه پا به دوران راهنمایی نهاد و پس از طی کردن دوران راهنمایی به دبیرستان گام نهاد. ابتدا در دبیرستان ساسان بود و سپس به دبیرستان حکیم سنایی رفت. مسعود از دانش‌آموزان ممتاز در تمامی دوران تحصیلش بود. از همان اوان کودکی علاقه عجیبی به عبادت داشت و صفت خوش‌رویی و سخاوت از بارزترین خصوصیات اخلاقی وی محسوب می‌شد. فردی با وقار و صبور و گشاده‌رو و گشاده‌دست و دستگیر فقرا و نیازمندان و حلال مشکلات گرفتاران بود. سال اول دبیرستان او همراه با شروع انقلاب در ایران بود و گویی مسعود گمشده‌اش را بعد از سالها پیدا کرده بود و گویی هر لحظه‌ای که می‌گذشت این عزیز به خدایش نزدیکتر می‌شد. روزها در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و با فریاد بلند نفرت خود را از نظام استکبار نشان می‌داد. شبها با شرکت در رزمهای شبانه آرام و قرار را از خود و خانواده گرفته بود و هیچ سخن و حرکتی او را از راهش باز نمی‌داشت، بلکه هر روز مصمم‌تر از قبل می‌شد. او همراه با این مبارزات روز به روز بر مطالعاتش می‌افزود، گویی او از همه هم ردیفان خود جدا شده و متعلق به این دنیای فانی نبود. زیرا فکر و آگاهی‌اش نسبت به سنی که داشت خیلی زیاد بود و اطرافیان از رفتارش در حیرت بودند. او در مبارزه با گروهک‌های ملحد و ضد انقلاب نقش فعال داشت. با شروع جنگ تحمیلی شورش عجیبی در او به وجود آمد و از همان ابتدا این عزیز راهی جبهه گشت. فرزندی که تمام خانواده او را به چشم دیگری نگاه می‌کردند و راضی نبودند خاری در پایش فرو رود و همیشه هر چه می‌خواست برایش آماده بود و خانواده از اندک چیزی در حقش دریغ نمی‌کرد. مسعود با رفتن به جبهه گویی تولد دیگری یافته بود. رزمنده‌ای بود که انسان و خاک از رزمش در شگفت بودند، شاید وجدانش قبول نمی‌کرد حمله‌ای صورت گیرد و او در آن شرکت نداشته باشد تا اینکه در سال1361 در جبهه شلمچه مجروح گشت و این تنها زخم او نبود. زیرا زخم از دست دادن بهترین یارش نیز بر قلبش جای داشت و شهادت غلامحسین حافظی دوستی که سالها بود با او همراهی داشت مسعود را سخت تکان داد. گویی تنها برادرش را از دست داده بود. او به خاطر حضور در جبهه از تحصیلات خود عقب مانده بود، ولی با هر مشکلی بود در سال 61 موفق به اخذ دیپلم شد و سپس با مطالعه و تلاش زیاد موفق به قبولی در رشته مهندسی مکانیک گرایش طراحی جامدات در دانشگاه صنعتی اصفهان شد. مسعود در دانشگاه نیز دست از جبهه و جهاد در راه خدا نکشید و در مواقعی که احتمال حمله و عملیات بود در جبهه حضور می‌یافت و زیاد در قید و بند مقرررات دست و پاگیر آموزشی نبود. به طور خلاصه می‌توان گفت آنچه از او رزمنده‌ای شیردل ساخته بود، ایمان و در نتیجه سعه صدر و در پی آن شجاعت و بی‌باکی و در نهایت پایداری و استقامت او بود، گویا آنچه را که مسعود در خط مقدم جبهه نبرد در مقابل دیدگانش مشاهده می‌نمود تنها یک سرباز فریب خورده عراقی نبود که ماشه تیربار را می‌چکاند، بلکه دست پلید کفار و یزیدیان زمان را در پشت ماجرا می‌دید و لذا ایثارگرانه جان خویش را در طبق اخلاص گذاشت و شهادت را با آغوش باز پذیرا شد، گرچه می‌دانست در فراغ او خانواده‌اش چه مصائب جانکاهی را متحمل خواهند شد. علاقه بیش از اندازه او به خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) و به خصوص حضرت اباعبدالله‌الحسین (علیه السلام) قابل توصیف نیست و این عامل باعث شده بود که در مراسمات مذهبی و به خصوص در مجالس سوگواری شهدای کربلا شرکت فعال داشته باشد و قسمتی از ابعاد وجودی او در این مجالس شکل گرفته بود و در همین راستا فعالترین عضو انجمن اسلامی مسجد سجاد بود. او به کوهنوردی و ورزشهای گوناگگون مانند شنا و تکواندو علاقه داشت و همیشه در کلاس‌های زبان و عربی شرکت فعال داشت. آری، زندگی این عزیز و این بزرگمرد را نمی‌توان با قلم به نگارش درآورد، زیرا او بزرگتر از آن است که در وصفش نوشت و خواند. شهید مسعود آخوندی در عملیاتهای فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر یک و دو و چهار و هشت، خیبر، بدر، کربلای چهار و پنج شرکت نمود و سرانجام کسی که در تمام دوران زندگی یک لحظه آرامش و قرار نداشت، پس از پنجاه روز دوری از خانواده در حالی که سمت فرماندهی گردان را بر عهده داشت در عملیات غرور آفرین کربلای پنج در تاریخ 20/10/65 در شلمچه به شهادت رسید. شادی روح شهید مسعود آخوندی صلوات ( الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم ) اللهم الرزقنی توفیق الشهادت فی سبیلک.

 

دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.