پنجم مهرماه 1340 در خانوادهی مذهبی رجبعلی معینیان از دیار مؤمنان نجف آباد پسری پا به عرصهی وجود نهاد که نامش را بیژن نهادند. با سپری نمودن دوران پر شور کودکی همراه با دیگر هم سن و سالانش به مدارس قدم گذاشت و با پشتکار و جدیت موفق به کسب مدرک دیپلم ریاضی فیزیک در دبیرستان منتظری گردید. آقا بین بسیار شوخ و مهربان بود و با اخلاق نیک و ستودهاش خنده را مهمان لبان اطرافیان میکرد. برای ورزیده نمودن جسمش به ورزش باستانی روی آورد و در اوقات فراغت نیز کتب مختلف و روزنامه ها را مطالعه نموده تا بجز اینکه سطح معلومات و علوم دینی اش را بالا ببرد از وقایع واخبار کشورش نیز اطلاع داشته باشد و در کلاسهای خطاطی نیز حضور پیدا می نمود. بجز اینکه به امامان و معصومین ارادت داشت عشق و علاقه ای وافر به سقای کربلا را در دل می پروراند. در انجام فرایض دین لحظهای غفلت نمیورزید و در هوای گرم تابستان نیز روزههای خود را می گرفت. حرکت سیاسی و انقلابیاش را همزمان با دیگر انقلابیون آغاز کرد و دراین راستا بجز حضور در تظاهرات ها شعارهای انقلابی را بر دیوارها می نوشت. با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وتشکیل بسیج مردمی به فرمان امام به خیل بسیجیان پیوست وخالصانه خدمت می کرد. زمانیکه منافقان فریب خوردهی کردستان شورش کرده و دشمن بعثی نیز با وحشیگری به شهرهای مرزی کشورمان یورش آورد بدون لحظه ای درنگ همراه با دیگر رزمندگان به جبههها شتافت. به جز حضور خاضعانه در کردستان، در عمیات فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، والفجر مقدماتی و خیبر حضوری حماسی و جاویدان داشت. این فرمانده گروهان فداکار بیش از 8 ماه در جبهه های مختلف حضور داشته و با وجود مجروحیت زمانیکه متوجه شد عملیات قادر در پیش است همراه بالشگر 8 زرهی نجفاشرف در گردان یاسر به آذربایجان غربی رهسپار گشت. روح سرکش این عزیز والاقدر در بحبوحهی عملیات به تاریخ 19/6/64 با نوشیدن شهد ناب شهادت تا افلاک پرکشید و به کاروان سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین پیوست. جسم پاکش بعد از تشییع در کنار دیگر وارستگان زادگاهش آرام گرفت.
تصاویر
زندگینامه
وصیت نامه
خاطره
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.