پنجمین سال از دهه ی 40، دهه ی تبلور یاران روح خدا بود که سعید قدم در دنیای خاکی نهاد . از همان کودکی درس بندگی و زندگی در آغوش پرمهر مادر و در زیر سایه ی کوشای پدر آموخت تا به جایی که لیاقت آن یابد که نامش در زمره ی یاران خدا به ثبت رسد. به سن تحصیل که رسید روانه ی محفل علم آموزان گشت و از مدرسه ی ناطق فراگیری علم را آغاز نمود و شمع وجودش تا پایان سال چهارم دبیرستان روشنگر محفل دانش آموزان در دبیرستان حکیم ثنایی بود . سعید انس و الفتی با قرآن و ذکر اهل بیت علیهم السلام داشت. در مجالس دعا و توسل شرکت فعال می جست و خود از فعالان برپاکننده این محافل بود . خوش خلق و مهربان بود. غیرت و تعصب دینی اش او را به امر به معروف و نهی از منکر وا می داشت و در هر حال در پی آن بود که گره ای از کار کسی بگشاید و حلال مشکل دیگری شود. با اوج گیری قیام مردم علیه حکومت ظلم و جور طاغوت به جرگه ی انقلابیون پیوست و پس از پیروزی انقلاب چون در دل شور و عشق امام داشت به عضویت بسیج درآمد. با حمله ی دشمن به خاک وطن راهی میدان رزم شد و پس از طی آموزش هایی به عنوان کمک آرپی جی زن در عملیات مختلف شرکت جست تا آنکه سرانجام در عملیات والفجر8 در منطقه ی فاو بر اثر اصابت ترکش بر سر در سجده ای خونین به والاترین مقام یعنی قرب الهی رسید.
تصاویر
زندگینامه
وصیت نامه
اسناد
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.