در روز سي يكم شهريور ماه 1342 فرزندي به دنيا آمد كه او را محمود نام نهادند. پدر او به شغل شريف كارگري (لبنياتي) مشغول بود. محمود در سنين كودكي بسيار باهوش و بازيگوش و پرجنب و جوش بود. در چهار سالگي از پشت بام سقوط كرده و جان سالم بدر برد. در سن پنج سالگي پدر خود را از دست داد. مادرش شغل خياطي را پيشه خود قرار داد و زندگي خود را تأمين می كردند. در دوران كودكي به ورزش علاقه ی بسيار داشت. كلاس اول تا پنجم را در دبستان تبريزي و دوران راهنمايي را در مدرسه راهنمايي صديق اعلم با موفقيت طي نمود، و دوران دبيرستان را در دبيرستان شهيد اكبر عمراني تا اخذ ديپلم به پايان رسانيد. از خصوصيات شهيد مي¬توان استقامت، مهرباني و بردباري او را ياد كرد. در شنا، بستكتبال، واليبال و فوتبال بسيار ماهر بود. بطوري كه حائز رتبه اول و دوم شده و چندين تقديرنامه گرفته بود. با دروغ مخالف بود. قهقهه نمي زد. او هميشه به دو برادرش ميگفت: «يك ركعت نماز با مسواك ثوابش بيشتر از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك است». از سيگار و انواع دود متنفر بود. به اسلام و انقلاب اسلامي عقيده¬ی كامل داشت. از سن پانزده سالگي سرپرستي خانواده را به عهده گرفت چون پسر ارشد خانواده بود و در خيابان سپاهان شاگرد یک فروشگاه لوازم طبي بود. در مهر ماه 1363 به طور داوطلب جهت سربازي نام نويسي کرد چون معتقد بود خدمت سربازي خدمتي است مقدس و در روز 18/12/63 به سربازي رفت و او را به خرم آباد اعزام نمودند و دوره آموزشي را در خرم آباد گذرانيد. در روز 17 خرداد ماه سال 1364 به اخذ سردوشي نائل و به پادگان اندیمشک اعزام گرديد. در آنجا در كلاس عقيدتي و سياسي بود و جزء انجمن اسلامي انتخاب شد و در گردان 507 رزمي صاحب الزمان به خط مقدم جبهه رفت او در آنجا خمپاره انداز بود. او عضو عقيدتي و سياسي ژاندارمري بود و به عنوان وظيفه، در زمينه پخش نوارهاي منكر و ناشايست و استماع راديوهاي منحرف كننده تذكراتي مي دادكه در اثر همين اختلاف عقيده به دست همسنگر خود در ساعت 21:20 دقيقه شب در منطقه چم هندي با اسلحه ژ-3 به درجه رفيع شهادت نائل و به لقاء الله پيوست.
تصاویر
زندگینامه
وصیت نامه
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.