شهید حسن ترک در سال 1341/07/12 در تهران و در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود.
در دوران مدرسه شاگرد درس خوانی بود. هنگامی که ضمن تحصیل در مدرسه راهنمایی بختیاری در جلسات قرائت قرآن(نونهالان جعفریه) اندک اندک با این ((تبیان کل شی)) آشنا میشد، شاید نمیدانست که شروع این آشنایی چه سرانجام خونین و شکوهمندی در پی خواهد داشت.
سال دوم متوسطه را در دبیرستان ابن سینا میگذراند که شعله انقلاب اسلامی در جانش افتاد و از آن پس این خرمن عظیم عشق و ایثار و خلوص به تمامی خویشتن را به زبانه های مقدس و سوزان آن وانهاد : مطالعه کرد، آگاهی یافت و عمل و سازماندهی نمود .
فعالیت در حزب جمهوری اسلامی و دفاع از اسلام فقاهتی در مقابل اندیشه های منافقان، چپ و لیبرال و شرکت در جلسات مختلف ماحصل این دوران بود.
پس از اخذ دیپلم در سال 1360 با عضویت در سپاه فصل نوینی از یک زندگی سراسر مبارزه و جهاد و حماسه فرا روی حسن قرار گرفت .
بدلیل برخورداری از آگاهیهای عمیق و فضیتهای اخلاقی ابتدا مسئول پذیرش سپاه شد اما عشق به جهاد و جبهه سرانجام کار خود را کرد و او را علیرغم مخالفت فرماندهان سپاه به صحنه کارزار و ایمان و عمل کشاند.
گویی میخواست به خود و خدای خویش ثابت کند که او تنها مرد حرف و ادعا نیست بلکه بدان چه در فکر و عقیده رسیده است عمل نیز میکند
((... نباید حرف و ادعا تنها داشت باید عمل کرد مانند علی ها ، عیوضی ها ، خدادادی ها و.... آنها که حرف و ادعاشان نسبت به عمل کمتر بود و راحت تر نیز راه را رفتند و مدعیان هنوز اندر خم یک کوچه اند...))
چنین شد که حسن ازاین پس خود را در بوته آزمایش به محک نهاد چرا که نمیخواست مانند مدعیان اندرخم یک کوچه بماند شرکت در عملیات فتح المبین علیرغم مخالفت فرماندهان اولین آزمایش سرافرازانه اوبود
و حسن که در این عملیات طعم شیرین جهاد در راه خدا و تاثیر عظیمش را در صیقل روح و تکامل آن چشیده بود ، از این پس به سپاه مردی تمام عیار مبدل گشت که مردی خستگی ناپذیر تا نفس واپسین هستی خود را یکسره وقف دفاع جانانه از انقلاب و آرمانهای مقدس آن کرد
شرکت در عملیات مسلم ابن عقیل با سمت فرماندهی گردان کمیل در سومار که منجر به مجروح شدن وی گردید ، حضور در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر(1) با سمت دستیار محور که پس از سه روز مقاومت بر اثر ترکش خمپاره از ناحیه کتف و فک آسیب دید ،
شرکت در والفجر(2) با سمت معاون مسئول محور، حضور در والفجر (4) در معیت فرمانده تیپ عمار ، شرکت در والفجر(5) در چنگوله با سمت مسئول محور و سرانجام نبرد خونین حسن در فاو در عملیات والفجر(8) با سمت مسئول طرح و عملیات لشگر همیشه پیروز انصارالحسین(ع) ، همه و همه نتیجه عشق سوزان او به آرمانهای مقدس انقلاب و نشان درک عمیق او از ضرورت حیاتی دفاع از این آرمانها در برابر تهاجم دشمنان اسلام بود .
سرانجام روح او که در این سلوک سرخ روحانی ، حماسی هر بار خالصتر و صافتر از پیش می گشت در سحر گاه خونین 2 اسفند 1364 و بعد از چهار شبانه روز بیخوابی که خود نشان آشکار دیگری از کمال خود سازی او بود به مرز ملکوت نزدیک شد : تیری بر پیشانیش پروازی دیگر را به سوی بی نهایت آغاز نمود .
آری حسن رفت تا کاملترین پاسخ را در فردای محشر به خدای خود بدهد.
تصاویر
زندگینامه
وصیت نامه
خاطره
اسناد
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.
کتاب