بسم رب الشهدا و الصدیقین آنگاه که خداوند باری تعالی این فرزند پاک را به مادرم داد، از نور چهره پاک این گوهر درخشنده معلوم بود که امانتی است که باید در راه پاک رهبری آگاه که همان خط و راه انبیاست، خون پاکش ریخته شود تا خون او و همرزمانش درخت اسلام و قرآن که میرفت رفته رفته به نابودی کشیده شود آبیاری شود. شهید مرتضی آخوندی از همان اوان کودکی علاقه بسیار شدیدی نسبت به قرآن و احادیث نشان میداد و همیشه جوانی پاک و در برابر خداوند مخلص بود. در مکتب بیش از همه به خواندن قرآن و احادیث علاقه نشان میداد، بهطوری که مادرم چندین بار تصمیم گرفت او را به حوزه علمیه بفرستد و او را طلبهای از پیروان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نماید، ولی به دلایلی موفق به این کار نشد. روزها و شبها سپری شدند تا اینکه زمان انقلاب فرا رسید و با رسیدن روزهای اوج انقلاب روزهای شادیبخش و سرنوشتساز این فرزند صدیق و پیرو دین و قرآن فرا رسید. شهید مرتضی آخوندی در تظاهراتها و اجتماعات خیابانی فردی فعال بود و شرکت در تظاهرات را امری واجب بر هر زن و مرد مسلمان میدانست. تا اینکه انقلاب اسلامی که زاییده شده از بطن و ریشه گرفته از خون هزاران مرد و زن و جوانان پاک باخته بود به پیروزی رسید و قلب تمامی آزادگان را شاد نمود. در ایام انقلاب شبها همواره بیخوابی میکشید و در کوچه پس کوچهها و در خیابانها به گشتزنی میپرداخت تا مبادا منافقین کوردل فرصتی یابند و به انقلاب صدمه بزنند. پس از مدتی مسئول تبلیغات مسجد النبی (پایگاه شهید باهنر) شد و با تلاش فراوان مشغول تبلیغ اهداف و دستاوردهای انقلاب گردید و همواره در مسئولیتی که به عهده وی نهاده بودند بیش از حد توان کوشا بود و لحظهای از وظیفه سنگینش غافل نشد. وی در کنار تبلیغات چندین مرتبه به اردوهای آموزشی و تعلیم اسلحه رفت و با علاقه فراوان آموزش سلاحهای سنگین از قبیل تیربار، کاتیوشا و ... را به خوبی فرا گرفت. شهید مرتضی آخوندی همواره رفتن به نماز جمعه و زیارت مرقد پاک شهدا را جزء وظیفه ما مسلمانان میدانست و همواره میگفت که اگر نمیتوانید به جبهه بروید، باید با رفتن به نماز جمعهها و حضور در راهپیماییها و نشستن در صفوف به هم فشرده دعاهای کمیل و توسل همواره حضور خودتان را در پیشبرد اهداف انقلاب نشان دهید. وی همواره مرغ دلش در هوای دوست و پرواز به سوی معبود میتپید و هر گاه بر روی سجاده نماز قرار میگرفت، هنگام خواندن نماز و یا دعا چشمهای پاکش پر اشک میشد و اندام استوارش به لرزه میافتاد. شهید مرتضی آخوندی در طول زندگی خویش به پدر و مادرش تندی نمیکرد و نگذاشت هیچکس از دستش کوچکترین کدورتی داشته باشد و همواره در مقابل مشکلات و مصائب چون کوهی استوار بود. راه خودش را پیدا کرده بود. بهتر بگویم، راه عاقبت به خیرشدن را یاد گرفته بود. اخلاص، احترام به والدین، نماز اول وقت، کمک به نیازمندان، عشق به اهلبیت(علیهمالسلام)، عفت خوراک، چشم پاکی و عفت دامن عوامل اصلی عاقبت به خیر شدن هستند که مرتضی از آنها بهرهمند بود، پس چرا نباید عاقبت به خیر شود؟! و اینچنین بود این فرزند پاک و پیرو خدا و قرآن در نیمه شب 21/12/64 پیکر پاکش در بیابانهای عملیاتی والفجر هشت (جبهه فاو) به سوی معبود شتافت و آرزویی که سالها برای رسیدن به آن انتظار میکشید به آن رسید و شربت پاک شهادت را نوشید و چون کبوتری سفید بال، به سوی معبود پرواز کرد و به لقاء الله پیوست. شادی روح شهید مرتضی آخوندی صلوات ( الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم ) اللهم الرزقنی توفیق الشهادت فی سبیلک.
تصاویر
زندگینامه
اسناد
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.