شهید اسداله نوری

کد ایثارگری:
6314448
نام پدر:
فتح اله
محل تولد:
ایران ، استان اردبیل ، شهرستان پارس آباد ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۲/۰۳/۰۲
شغل:
سرباز
تحصیلات:
زیر دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۶۳/۰۶/۲۰
محل شهادت:
چزابه
تصاویر
زندگینامه

شهيد اسدالله نوري، فرزند فتح الله در تاریخ 1342/03/02 در روستای کرکشه از توابع پارس آباد در خانواده ای متدین به دنیا آمد. مادر مهربانش نارنج نوري، با تولد اولین فرزندش مجدانه تربیت او را به عهده گرفت. پدرش انباردار کشت و صنعت بود و از این طریق معاش خانواده را تأمین می کرد. دوران کودکی شهید به بازی و شادی در کانون گرم خانواده و محیط باصفای روستا سپری شد، سپس راهی مدرسه شد و مراحل تحصیل را تا دریافت ديپلم در رشته اقتصاد اجتماعي ادامه داد.
او در دوران تحصیل در کنار درس و مدرسه جهت كمك به امرار معاش خانواده 8 نفره خود در سر كوچه و خيابان محله ميوه فروشي مي كرد. در دوران نوجواني (12 الي 18) اعتقادی قوی نسبت به مسائل مذهبي داشت. به فرایض دینی بسیار اهمیت می داد و از سن 12 سالگی نماز و روزه اش را به طور کامل بجا می آورد. باورهای عمیق او نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) باعث می شد که در ماه های محرم و صفر به همراه دسته هاي سينه زني تا اواخر شب در محافل عزاداری بر سر و سينه بزند و بيشتر اوقات خود را با فعاليت هاي مذهبي پر كند و از کارهای بیهوده بپرهیزد.
دوست صمیمی دوران نوجواني شهید، آقاي ذي اله نويد بود، که با هم در امور مذهبی و معنوی توافق نظر داشتند و در امور مسجد با هم همكاري مي کرد. او در اين دوران جهت گيري هاي اجتماعي و سياسي اش بر اساس فتواي مجتهد فقیه زمان، امام خميني (قدس سره) صورت مي گرفت و هر سخن و حكمي كه امام مي دادند بر اساس آن هدف خود را تعیین می کرد و در راه درست قدم مي گذاشت.
در آن زمان اسدالله و ذی اله با توجه به حكومت هاي نظامي به توزيع عكس ها و نامه هاي امام مي پرداختند كه در يكي از روزها به دست عمال رژيم شاه گرفتار شدند، ولي با توجه به كم بودن سنشان بعد از 6 ساعت آزاد گردیدند.
او در آن دوران ضمن انجام فعاليت هاي ورزشي از جمله شنا و در نوشتن مقاله هاي علمي تبحر خاصي داشت و فعاليت هاي مذهبي او در مسجد و محله براي همگان آشكار بود. در نماز عبادی ـ سیاسی جمعه شرکت می کرد و بر وحدت و یکپارچگی مسلمانان تأکید داشت.
او در روزهاي يوم الله، از جمله 11 شهريور (روز كارگر) با ضد انقلاب و گروه هاي چپ كمونيستي درگيري شديدي داشت که با سنگ پراني از طرف كمونیست ها به شدت زخمي شده بود.
بعد از پيروزي انقلاب این محصل نوجوان در بسيج دوران آموزشی را گذراند و در محله و مساجد جهت ارشاد مردم به انقلاب اسلامي فعاليت داشت و اعلاميه هايي كه از طرف بسيج و نهاد هاي انقلابي چاپ مي شد در خيابان ها پخش مي كرد.
وی با رسیدن به سن مشمولیت، لباس مقدس سربازی بر تن کرد و راهی میدان نبرد حق علیه باطل شد، جنگ در نظر او يعني دفاع از شرف و ناموس؛ يعني دفاع از حيثيت ملي؛ دفاع از حقانيت؛ دفاع از مذهب و دين و خلاصه جنگ در راه خدا و راه اولياي خدا كه همگي در اين راه شهيد شده اند.
در اوايل جنگ در پشتيباني بچه هاي خط مقدم فعاليت داشت و به امدادرسانی مجروحان در پشت جبهه مي پرداخت كه بعد از دو ماه و نیم، پس از دريافت صلاحيت به میدان نبرد اعزام شد.
يگان خدمتي شهيد، ارتش و مسئوليتش سر دسته تيم 8 نفره خنثي سازي بود. از بارزترين خصوصيات او شجاعت بود، به طوری که در يك عمليات غافلگيرانه از جانب دشمن که همه رزمندگان گرفتار شده بودند او از پشت جبهه با سرعت تمام به پشت خاکریز دشمن نفوذ کرده و طی يك عمليات انفرادي، گلوی توپ چی دشمن را با سيم كابل مخصوص از پشت سر مي برد و با تجهيزات دشمن به نيروي بعثي حمله مي آورد كه در نهايت پيروز مي شود.
او دو بار به جبهه اعزام شد و به مدت 13 ماه در منطقه حضور داشت. سرانجام این سرباز فداکار و سلحشور ارتش اسلام در عملیات والفجر 8 در تاریخ 1363/06/20 در تنگه چزابه بر اثر اصابت ترکش به گردن و شکم، به فیض عظمای شهادت دست یافت. پیکر پاک و مطهر این شهید گرامی در گلزار شهدای وادی رحمت شهرستان زادگاهش واقع است.

دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.