در 27 بهمنماه 1346 در خانوادهای مذهبی ساکن نجفآباد دیده به جهان گشود. والدینش نام مرتضی را برای او برگزیدند تا ادامه دهندۀ راه ائمه باشد. مرتضی در دوران کودکی بسیار با هوش و دانا بود. پس از سپری کردن کودکی جهت کسب علم و دانش قدم به دبستان شهید یزدانی گذاشت. دورۀ ابتدایی را با موفقیت به پایان رسانید. پس از آن در مدرسۀ راهنمائی شهید صداقت ثبتنام کرد.
بعد از اتمام دورۀ راهنمایی در تابستان سال 1361 برادرش مجتبی به شهادت رسید. هنوز مراسم شهادت برادرش تمام نشده بود که مرتضی تصمیم گرفت که نگذارد اسلحۀ برادرش بر زمین بماند و به همین منظور عزم رفتن به جبهه کرد تا بتواند از میهنش دفاع کند. اما به دلیل اینکه سن کمی داشت نتوانست راهی منطقه شود. سال سوم راهنمایی را با مشقت و ناراحتی فراوان از اینکه نتوانسته بود به جبهه برود به پایان رسانید. همیشه آرزو داشت خداوند نیز به او توفیق جهاد و دفاع از وطنش را بدهد. سرانجام موفق شد به آموزش نظامی برود و پس از سپری کردن دوران آموزشی، رزمی از طرف لشکر 8 نجف اشرف راهی جبهههای حق علیه باطل شد. چند ماهی در جبهه خدمت کرد؛ تا اینکه در اول مهرماه به مرخصی آمد. به اصرار زیاد خانواده در هنرستان شریعتی ثبتنام کرد، ولی کمتر از دو هفته به تحصیل مشغول بود. سپس درسش را تا نیمه رها کرد و عازم جبهه شد. چندین ماه در کنار همرزمانش دلیرانه از وطنش دفاع کرد. به خاطر رشادتهایش به عنوان فرماندۀ دسته انتخاب شد. سرانجام در تاریخ 1363/12/22در جزیرۀ مجنون و عملیات بدر بر اثر اصابت گلوله و ترکش بر پیکر پاکش مسیر سرخ شهادت را طی کرد و آرزوی دیرینهاش تحقق یافت و به جمع دوستان و برادر شهیدش پیوست. پیکر پاک این شهید را به زادگاهش باز منتقل و پس از مراسم تشییع در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.
«روحش شاد و راهش پر رهرو»
زندگینامه
خاطره
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.