شهید رضا ادیمی، 5 مردادماه 1311 در خانوادهای مذهبی و متدین دیده به هستی گشود. در شهرکرد در دامان پر مهر و محبت مادری مهربان رشد یافت. پس از سپری کردن دوران کودکی برای کسب علم و فرهنگ قدم به دبستان گذاشت. تحصیلاتش را در مقطع ابتدایی با موفقیت به پایان رسانید و پس از آن به کار در ذوب آهن پرداخت. پدر و مادرش را همواره تکریم میکرد و از تعلق خاطر زیادی به مادرش برخوردار بود. با رسیدن به سن تکلیف و آشنایی با خالقش، با اقامۀ نماز اول وقت روحش را در عرش کبریایی پرواز میداد. از دروغ و غیبت برحذر بود. در تاریکی و سکوت شب با خدای خویش راز و نیاز میکرد. با عطوفت ، خوش اخلاقی و وقتشناسی در میان مردم ردپایی از مهر و محبت از خود به یادگار میگذاشت. برای تکمیل کردن دین خود با دختری محجوب ازدواج کرد و زندگی مملو از عشق و محبت و در عین حال سادهای را آغاز کرد. برای حلال و حرام بودن رزق در زندگیاش اهمیت زیادی قائل میشد. اوقات فراغتش را با مطالعۀ کتب مختلف که برایش هم سرگرمی محسوب میشد و هم پندها و دُرهای گرانبهایی را به همراه داشت سپری میکرد. ایشان سه گل از خود به یادگار گذاشت و همواره به همسرش توصیه میکرد: «دخترانم را زینبگونه و پسرانم را متین و با وقار تربیت کن.» پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی امیدی شد بر دلهای خسته و شکستۀ مردم با شهامت؛ امّا این پیروزی دلاورمردان شجاع شکستی بود ذلتآور و سنگین برای دشمنان ایران. به همین علت درصدد تدارک جنگی نابرابر برآمدند. ملت غیور ایران با وجود دلیران با شهامتی چون رضا ادیمی وارد عرصۀ نبرد و پیکار شدند. در کارزار عشق و ایمان ثبتنام کرد. به خدمت لشکر 14 امام حسین درآمد و با سمت تک تیرانداز آمادۀ دفاع از ارزشهای ناب کشورش شد. سرانجام در جزایر مجنون در عملیات خیبر بر اثر اصابت گلوله به سرش در 23 فروردینماه 1363 شربت جاودانگی را نوشید و به دیدار سرور و سالار شهیدان اباعبداللهالحسین شتافت. پیکر پاک و مطهرش در آغوش لالههای خفته در اصفهان آرام گرفت.
تصاویر
زندگینامه
وصیت نامه
خاطره
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.