شهید محمود ملکوتی فرزند رضا، 10 آبانماه 1342 در روستای جمالو از توابع فریدن چشم به جهان گشود. وی سومین فرزند خانوادهاش بود. صدای گریۀ این طفل با صدای اذان بلند شد و شادی را به خانوادهاش هدیه داد. دوران شیرین کودکی را در آب و هوای پاک زادگاهش پشت سرگذاشت. سپس برای فراگیری علم به مدارس قدم نهاد و با پشتکار و جدیت فراوان در دبیرستان دهقان، رشتۀ فرهنگ و ادب را برگزید. هنگامیکه اطرافیان محتاج به کمک بودند، بدون لحظهای درنگ به یاریشای میشتافت. بسیار آرام، صبور، با وقار و زرنگ بود. فرایض دین را با عشق انجام میداد. با قرائت نماز شب، با معبودش به راز و نیاز میپرداخت. برای ورزیده کردن جسمش به ورزش کاراته روی آورد. همزمان با اوج گیری انقلاب، همپا و همصدا با دیگر مردم انقلابی در صحنۀ راهپیمایی و تظاهرات حضور داشت و با مشتهای گره کرده فریاد «مرگ بر شاه» سر میداد. با شکلگیری جمهوری اسلامی و سرنگونی رژیم طاغوتی، به عضویت بسیج درآمد. زمانیکه دشمن بعثی به شهرهای مرزی کشورمان یورش آورد و جنگ حق علیه باطل آغاز شد، درس را رها کرد تا برای امتحان اصلی در پیشگاه معبودش حاضر شود و امام زمان پروندهاش را امضا نماید. بنابراین به مناطق جنگی رهسپار گشت. محمود در میادین مختلف حماسههای باشکوهی از خود برجا نهاد. زمانیکه متوجه شد عملیات در پیش است همراه با لشکر 8 زرهی نجفاشرف در واحد تخریب به عنوان تخریبچی به بانه –دشت شیلر رهسپار شد. لحظه به لحظه آروز شهادت را در دل میپروراند. سرانجام به تاریخ 13/8/1362 بر اثر اصابت ترکش به بدن پاکش شهد ناب شهادت را نوشید و به وصال یار نائل آمد. جسم پاکش پس از بازگشت به زادگاهش و تشییع باشکوه در کنار دیگر شهیدان جلالآباد آرام گرفت. باشد که با حفظ وحدت و ایمانمان ادامه دهندۀ راه سبز این عزیزان باشیم.
«روحش شاد و راهش پر رهرو»