شهيد نبي الله كشاورز با وفاداري خود در راه دين و ميهن تا پاي جان ايستاد و به شهادت نائل آمد. او در سال 1337 در قريه صالح آباد همدان در خانواده ای متدین چشم به جهان گشود. او در دامان چنين خانواده اي با اعتقادات مذهبي رشد نمود.
در سال 1354 پس از پايان دوره ي سوم راهنمايي به استخدام (هوانيروز) درآمد. پس از طي دوره هاي مربوطه، در پادگان هوانيروز كرمان آغاز به كار كرد. او از ظلم و ستم زورگویان رنج می برد و به قرآن پناه برد. عدل و مساوات در ديدگاه اسلام را يافت و با مشاركت در جلسات مذهبي، اطلاعات خود را تكميل نمود. زماني كه مردم بر عليه شاه قيام كردند، او نيز با آنان هم صدا شد و تا سقوط شاه به پيروي از راهنمايي هاي امام آن قدر فرياد كشيد كه نداي خشمش به نواي پيرورزي انقلاب پيوست. نبي الله كه مردي معتقد بود، با پيروزي انقلاب اسلامي رسالت خود را نسبت به انقلاب دريافت و با حضور در جبهه ها، به ميدان عمل گام نهاد.
او در محيط خانواده نيز فردي متواضع بود و حقوق اطرافيان خود را رعايت مي كرد. شب ها به استعغاثه مي پرداخت و عاشق ملاقات با خدا بود. هميشه در آتش وصال محبوب مي سوخت و شب ها از داغ جدايي ها اشك مي ريخت. تا اين كه بالاخره اين روستازاده ي پاك نهاد و راسخ، راه ملاقات با خدا را در جبهه ها يافت. پس، بارها و بارها عازم ميادين نبرد گرديد و به اين ترتيب نور ضعيف هستي خود را به نور لايتناهي خداوند پيوند داد.
اين ملاقات عارفانه و عاشقانه در سال 1360 در جبهه ي «شوش» به وقوع پيوست. شهيد نبي الله كشاورز چنان به سوي محبوب رفت كه جسمش نيز در اين زمين خاكي باقي نماند. او مفقودالاثر شد و امروز هر وقت بوي گلي مي آيد، ياد او را در اذهان تداعي مي كند.
خانواده اش هرجا لاله اي مي بيند، به ياد او مي افتند و نام او را با غرور و افتخار بر زبان مي رانند. «مريم»، اين تنها يادگار پدر نيز مي رود تا در ادامه ي راه او، دختري لايق و زينب گونه باشد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
زندگینامه
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.