عباسعلی احمدی در تاریخ 2 مرداد ماه 1332 در روستای کهکدان از توابع شهرستان ملایر چشم به جهان گشود. هنوز کودکی بیش نبود که سایه پدر از سرش کم شد و او با کمک و همراهی مادر مهربانش سالهای سخت یتیمی را سپری کرد. عباس بنابر شرایط اجتماعی اقتصادی تا چند کلاس ابتدایی بیشتر نتوانست به تحصیل ادامه دهد. او سپس به علت ظهور انقلاب سفید شاه و مردم و اصلاحات ارضی آمریکایی زادگاهش را ترک نمود و به شهر تهران مهاجرت کرد؛ دوران خوش کودکیاش در کوچه پس کوچههای بازار تهران و مشغولیت به کار گذشت تا شانههایش در مقابل غمهای بزرگ و کوچک نلرزد. وی در پایان هر هفته در کلاسهای حفظ و قرائت قرآن شرکت میکرد و در کنار صفای باطن به جسم خود نیز اهمیت میداد و در ورزش کشتی فعالیت میکرد. عباسعلی از هر فرصتی استفاده میکرد و به خانوادههای بیسرپرست و بچههای یتیم سرمیزد، اما این فعالیتها برای روح بیتاب او کم بود و کوچک.
در سن 18 سالگی با بانویی مؤمن و پرهیزکار ازدواج نمود که از این ازدواج آسمانی سه فرزند به یادگار ماند.
او که عضو سازمان فدائیان اسلام، گروه توحیدی صف بود، در سال 1357 تصمیم گرفت کافه خوانسالار که محل تجمع و عیش و نوش آمریکاییها بود را منهدم سازد، وی در تاریخ 22 مرداد 1357 مصادف با شب هفتم ماه رمضان بمبی را در کافه جاسازی کرد. آن شب برای عباسعلی شب قدری بود. او در همین کافه به علت انفجار بمب در عملیات شهادت طلبانه مجروح گشت و در ساعت شش صبح روز بیست و سوم مرداد در بیمارستان پاستور نو در حالی که 25 سال داشت به شهادت رسید.
مأموران ساواک پس از یک هفته او را در حالی که دو پایش از زانو و دست راستش از آرنج قطع شده و سوختگی شدیدی در ناحیه شکم، کمر و دیگر قسمتهای بدنش به چشم میخورد در بهشت زهرا (س) به خاک سپردند.
زندگینامه
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.