https://shohada.org/index.php/en/node/136735
شناسه خبر: 136735
2022-3-9 18:34
خاطرات سياسي
درب حیاط باز شد و پدرم در حالیکه موتورش دستش بود وارد شد. دیدم روى تایر موتور جاى سوراخى است. گفتم: بابا این چیه؟ گفت: هیچى جاى اصابت گلوله است. گفتم: چطورى گلوله به لاستیک موتور خورده؟ گفت: جلوى مسجد نزدیک خانه آیت ا... شیرازى بودیم که تانکها حمله کردند مجبور شدیم فرار کنیم. هر کسى به طرفى فرار مىکرد. اوضاع فجیعى بود بسیارى از مردم را به گلوله مىبستند. عمویت هم آنجا بود نفهمیدم به کدام طرف رفت. گُمش کردم و هر چه دنبالش گشتم نتوانستم او را پیدا کنم. مىخواستم به خانه بیایم ولى گلوله به لاستیک موتور اصابت کرده بود و نتوانستم موتور را بیاورم و آن را همانجا گذاشتم به حرم رفتم و وقتى از حرم آمدم دیدم عمویت کنار موتور ایستاده موتور را برداشتیم و من به خانه آمدم.