https://shohada.org/index.php/en/node/136745

شناسه خبر: 136745
2022-3-9 18:34

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

خواب دیدم آقاى یعقوبى از منطقه آمده و در خانه نشسته. من که تازه از راه رسیدم گفتم: آخر پسر عمو آمدى مگر من نگفتم به جبهه نرو دیگر بس است ایشان من را مثل یک بچه بلند کرد. روى زانویش گذاشت و بر روى سرم دستى کشید و من را مى‏بوسید گفت منکه گفتم بروم مقدارى وسایل است تحویل بدهم مى‏آیم دروغ هم نگفتم و الان آمده‏ام گفتم دیگر نمى‏روى؟ گفت نه نمى‏روم وقتى از خواب بیدار شدم دیدم هیچ چیزى نیست.