https://shohada.org/index.php/en/node/156702
شناسه خبر: 156702
2022-3-9 23:01
خاطرات جنگي
راوی محمد شادکام : یک روز در خاک عراق به خانه پیر مردی وارد شدیم ناگهان چشم ما به عکس یک افسر عراقی افتاد که لب طاقچه قرار داشت با دیدن عکس وحشت کرده و با خودمان گفتیم: این فرد حتما بعثی است و ما را می کشد. بنابراین در مورد عکس از پیرمرد سؤال کردیم. جواب داد. این عکس فرزندم است که بدست شما اسیر شده است هنگامی که خبر اسارت او را به دست نیروهای شما شنیدم خوشحال شدم و گوسفندی قربانی کردم.