https://shohada.org/index.php/en/node/159086

شناسه خبر: 159086
2022-3-9 23:37

محبت و مهرباني

راوی مریم جوردویی: یک روز بعد از ظهر پسرم علی از پادگان آموزشی با غرور آمد و آقا پسری را نیز همراه خودش آورد. گفتم: ما در این کیست که با خودت آورده ای؟ گفت: در حین آموزشی دستش شکست او را آورده ام دست ایشان را معالجه کنم. در حالیکه آن آقا پسر چایی می خورد گفت: به این علی آقا بگویید که ما را ایننقدر اذیت نکند. من هم در جواب گفتم: پسرجان، این بچه ها را اینقدر اذیت نکن! علی آقا گفت: تا این بچه ها مقداری اذیت نشوند، آموزش یاد نمی گیرند. بعد گفت: چشم مادرجان، بخاطر شما دیگر اینها را اذیت نمی کنیم.