https://shohada.org/index.php/en/node/174683

شناسه خبر: 174683
2022-3-10 03:39

حمايت از حق و توصيه به ان

راوی رحیم خادم محمدی: مهدی جعفریان فرزند محمدابراهیم یادم است اوایل انقلاب کمی درگیری در کاشمر به وجود آمده بود. امام جمعة کاشمر و بخشدار کمی با یکدیگر اختلاف داشتند که باعث آشوب در شهر شده بود. روز قدس که مردم جمع شده بودند مهدی قطع نامه ای را برای مردم خواند که به مذاق بخشدار خوش نیامد. پس از دو یا سه روز اطلاع یافتم که مهدی به خاطر صحبتهایی که کرده است تحت تعقیب قرار گرفته است. نزدیکهای صبح بود که به منزل ما آمد. گفتم پسرعمو ممکن است هر لحظه تو را دستگیر گنند. گفت من هیچ واهمه ای ندارم، من فقط از حق دفاع کردم. گفتم پسرعمو من هم همراه شما می آیم، اگر قرار است کشته شوی دو نفری با هم کشته شویم. گفت نه اگر قرار است کشته شوم بگذار فقط پدر و مادر من داغدار باشند. گفتم پس بگذار تا من هم همراهت باشم. مهدی گفت برای من فرق نمی کند که تنها باشم، من از حق دفاع می کنم چه در اینجا، چه در جبهه و یا هر جای دیگر که باشد، من به فرمان حضرت امام گوش می کنم، حالا اگر آقای بخشدار ناراحت شد اصلاً برایم مهم نیست. خلاصه آن روز از منزل ما مهدی رفت و از آنجا دیگر عازم منطقه شد و آن روز آخرین باری بود که او را دیدم.