https://shohada.org/index.php/en/node/182917

شناسه خبر: 182917
2022-3-10 05:23

خاطره شماره 14 - شهید حسین علی اشراقی

به یاد دارم اولین سالی که من به تکلیف رسیده بودم و باید روزه می گرفتم مادرم هم زایمان کرده بودند و نمی توانستند روزه بگیرند پدرم برایشان آب میوه خریده بودند ومن هم که روزه بودم نمی دانستم که نباید چیزی بخورم و تا مدت 18 روز من هم دم یخچال می رفتم و آب میوه می خوردم وقتی پدرم شنید اصلاً مرا دعوا نکرد و گفت : دخترم اشتباه کردی وبه من گفت ک روزه گرفتن یعنی اینکه ازاذان صبح تا اذان مغرب هیچ چیزی نخوریم ودروع و غیبت نکنیم ومرا راهنمایی کرد و گفتم : حالا من این چند روزه را خوردم خدا مرا نمی بخشد پدرم گفت : نه اشکال ندارد شما خبر نداشتی انشاءا… بعد از ماه مبارک رمضان روزه های قرضت را می گیری ومن خیلی خوشحال شدم وبرای اینکه من بعد از ماه مبارک روزه گرفتن سختم نباشد گفت : دخترم من هم روزه می گیرم وبعد از ماه مبارک رمضان روزه های قرض راگرفتیم و تمام شد .