https://shohada.org/index.php/en/node/188861

شناسه خبر: 188861
2022-3-10 06:33

عشق به جهاد

راوی محمد مهدیزاده طوسی: اولین باری که محمد رضا می خواست به جبهه برود به دلیل این که سنش کم بوده ایشان را نمی بردند خیلی این طرف و آن طرف زد تا این که توانست ثبت نام کند و عازم کردستان شود روزیکه به بد رقه اش به راه آهن رفتیم من توی قطار رفتم و پس از خدا حافظی به بیرون قطار آمدم ومقابل کوپه ایشان ایستادم تا پس از حرکت قطار برگردم . وقتی قطار داشت حرکت می کرد سرش را از پنجره کوپه بیرون آورد و گفت: داداش من ککه رفتم تو می خواهی چه کار کنی ؟ دیدی من از شما جلوتر قدم در این راه گذاشتم .گفتم: انشاءا... که به سلامت بروی و برگردی . آن زمان معنی این حرفش را نفهمیدم .