https://shohada.org/index.php/en/node/220888

شناسه خبر: 220888
2022-3-10 21:18

خاطرات سیاسی 3

به روایت از حسین حافظی عسگری : در زمان انقلاب مردم می خواستند مقر نیروهای پایداری در محل چهارراه شهداء را بگیرند. برادرم هم در آنجا مشغول حمل مجروحین بود و چند تا از فامیل ها به ما گفتند: برادرت محمد علی در آنجاست و دارد مجروحین را جمع می کند. من رفتم آنجا که او را ببینم که پایم تیر خورد. بعد نشستم و زمانی که خواستم بلند شوم اورکتم را روی پایم انداختم و نگذاشتم کسی متوجه شود. بعد با موتور مرا به بیمارستان بردند و در آنجا پایم را عمل نمودند.